![]() |
![]() |
|
| بازاريابي شبكهاي و گلدكوئست |
|
در جلسه اي آموزشي در باره موارد فوق بحث مي شد و از هر دري سخني به ميان آمد . شايد خنده دار به نظر برسد . ولي به واقعيتي عيني اشاره شد كه براي من هم جالب بود و هم تامل بر انگيز . دوستي مي گفت: بعضي افراد كه در كارشان موفق نمي شوند . اشكال در اهداف و تعهد شان است. آنها اشتياق سوزان ندارند. ايشان براي اثبات ادعاي خويش مثالي زد كه الحق اصل مسئله اينجاست: " هيچكس به يك فرد معتاد اعتماد نميكند . ولي با كمال تعجب آمار نشان داده كه هر فرد معتاد در سال هفت نفر ديگر را معتاد ميكند . تازه او ورودي هاي جديد خود را هم حمايت ميكند و تا چندي كه راه بيافتند جنسشان را جور ميكند. هدف و اشتياق سوزان يك معتاد رسيدن به نشئه گي است. پس در عين ناباوري ( البته براي ما) هر روز همين اشتياق سوزان او را واميدارد تا پول مواد خود را به هر روش ممكن تهيه كند . اگر با آنها صحبت كرده باشيد آنها اهل پول نگه داشتن و ذخيره كردن نيستند پاك باخته اند . و تنها چيزي كه آنها را در مسير هدفشان هر روز نگه ميدارد. همان احساس تعهد به هدفشان (نشئه گي) و صد البته اشتياق سوزان براي رسيدن به آن است." حال بيانديشيد آيا شما چنان اشتياق سوزاني داريد ؟؟؟ او اطمينان دارد كه امروز نيز به نشئه گي خواهد رسيد . آيا شما نيز با چنين اطميناني در مسير اهدافتان قدم بر مي داريد؟؟؟ او مي داند به سادگي مواد گير نخواهد آورد .مشكلاتي مثل : مبارزه همه جانبه تمام ارگان هاي حتي بين اللملي و مراقبت خانواده ها، اخبار منفي بازداشت قاچاقچيان و كشف مواد و ترد دوستان، بي اعتباري و حبس و ... . ولي اشتياق سوزان اين چيزها را نمي شناسد او عزمش را جزم كرده نشئه شود و لذا مشكلات را به جان مي خرد . همان فرد معتاد كه هيچكس او را قبول ندارد و تحويل هم نميگيرد ، در اين مسير خلاق مي شود از هنر و مهارت هاي گوناگون خود استفاده ميكند ، پيگيري ميكند ،از حمايت تيمي بر خوردار ميشود و با كمال تعجب با اين همه مشكلات او هم نشئه ميشود و هم شبكه اش را رشد ميدهد !!!! آري او اشتياقي سوزان دارد . كه بعضا ما نداريم . او كارش را خوب بلد است و با ايمان و قاطع بدون توجه به شرايط به بهترين نحو عمل ميكند . كاري كه بعضا ما خوب بلد نيستيم و با شك وترديد و خيلي بد به آن عمل مي كنيم و يا تحت شرايط اصلا عمل نمي كنيم . جالب است نه ؟؟؟ فكر نمي كرديد معتادين اينقدر استقامت و اصرار و تلاش براي رسيدن به هدفشان داشته باشند . راستش من هم فكر نمي ميكردم . آنها هر روز در مسير هدفشان قدم بر ميدارند. شما چطور ؟؟؟
بيژن نجيب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 8:19 توسط Qi-Iran Team |
|
|
يك ليدر، قبل از جذب افراد موفق و كارآمد بايد خودش به عنوان يك ليدر ماهر و توانمند مطرح باشد. مديريت جذب افراد، فرصت ها و هديه هايي هستند كه شما به عنوان يك مدير، تاجر، ليدر، مالك و يا پدر و مادر در اختيار اطرافيان خود قرار مي دهيد. با اهميت ترين مورد در مديريت، تعالي بخشيدن مهارت هاي خودتان است. همه مديران و ليدرهاي موفق و بزرگ در راه پيشرفت خود فعاليت مي كنند تا كارآمد و موثر باشند. شما به عنوان يك ليدر موفق و ماهر بايد داراي خصوصيات زير باشيد. 1- محكم و مصمم باشيد نه بي نزاكت و و گستاخ؛ براي قدرتمند شدن به موردي كه ذكر شد توجه نماييد. بعضي از افراد قدرت را با بي احترامي و بي شرمي اشتباه مي گيرند. در حالي كه اصلا جايگزين مناسبي نيست. 2- مهربان باشيد نه ضعيف و بي اراده؛ مهرباني به معني ناتواني نيست بلكه نوعي قدرت است. ما بايد آن قدر مهربان باشيم، تا به اشخاص حقيقت را بگوييم. مهربان و بافكر باشيم تا حرف خود را با صراحت بزنيم و موارد را همانطور كه هستند بيان كنيم و ديگران را فريب ندهيم. 3- جسور باشيد نه زورگو؛ مي توان با جسارت در زندگي برنده شد. براي نفوذ داشتن سعي كنيد جلوتر از افراد حركت نماييد و هميشه اولين فردي باشيد كه مشكلات را حل مي كند و متوجه نخستين نشانه مشكل و گرفتاري مي شود. 4- متواضع باشيد نه كمرو و خجالتي؛ كمرو بودن جلوي پيشرفت افراد را مي گيرد. فروتني و خجالت دو مقوله جدا از هم هستند. خضوع كلمه اي خدايي است كه شكوه و احترام را تداعي مي كند. به كاربردن اين كلمه در مورد انسان، خاص بودن اين مخلوق خداوند را آشكار مي كند. با خضوع، فاصله بين ما با خداوند، آسمان و ستاره ها كم مي شود به آنها نزديك تر مي شويم و خودمان را جزئي از ستاره ها مي دانيم. فروتني فضيلت است اما كمرويي و ترس، بيماري است و به همراه خود پريشاني مي آورد. 5- عزت نفس داشته باشيد نه خودبيني؛ با پيروز شدن به خود بباليد، زماني كه به آرزوهاي خود دست مي يابيد افتخار كنيد، در جامعه سربلند باشيد اما به ياد داشته باشيد كه يك ليدر خوب سر افراز است، اما مغرور نيست. در حقيقت بدترين نوع تكبر، تكبر به ناداني و ناآگاهي است. 6- شوخ طبع باشيد نه بذله گو؛ شوخ طبع بودن بسيار پسنديده است و مدير موفق بايد اين خصلت را داشته باشد، اما نبايد باعث شود بدون تفكر كاري را انجام دهد. مهارت هايي كه براي يك ليدر مناسب است شايد براي افراد ديگر موثر نباشد اما مهارت هاي اصلي و بنيادي يك مدير براي همه در محيط كار، تجارت و اجتماع مناسب خواهد بود.
رضا ش |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 7:45 توسط Qi-Iran Team |
|
|
همواره راهي براي تغيير هست؛ راهي كه هنوز آن را نيازموده اي. اگر كسالت دلگير، بر روزهايت سايه افكنده، به انتخابي كه تو را به اينجا رساند فكر كن. براي انحراف از خود واقعه به دنبال مقصر نگرد، به دليلي كه باعث انتخابت شد، فكر كن. ارزش آن چه در حال تجربه اش هستي را محك بزن. به بهاي آن چه براي دريافتش پرداختي، به رضايت و آرامشي كه بدست آوردي يا از دست دادي، به ريشه دلبستگي هاي امروزت فكر كن، به آن چه مي خواستي و آن چه دريافت كردي. به آنچه پيش آمده و آنچه مي توانست پيش بيايد دقيق شو و به هر آنچه مي خواهي در آينده رخ بدهد. بزرگي مي گفت: سهم هر كسي از زندگي چيزي است كه لياقتش را دارد و آنچه كه آرزويش را. تمام وقايع زندگي بازتابي از درون ماست. آنجا كه اتفاقي تو را آزرده مي كند، به ياد بياور كه اتفاقات آيينه احساسات تو هستند. وقتي از اتفاقي مي ترسي و درست همان اتفاق رخ مي دهد بدان كه عامل اصلي اش تنها ترس تو بوده است. تمام رفتار تو متاثر از ترس دروني ات، اتفاقاتي را به زندگي ات جذب كرده و ثمره اش، آن شده . اگر امروز زيباترين و خيال انگيز ترين روياي تو برايت محال مي نمايد، به خاطر انديشه دروني توست كه شك باعث شد باورت شود كه محال است و محال شود. اگر رفتار هاي تكراري ديگران تو را مي آزارد، در خودت جست و جو كن تا بيابي چه چيزدر تو به ديگران اين اجازه را داده تا با تو اين چنين باشند، و اين درست همان چيزي است كه بايد در تو متحول شود تا جنبه هاي ناخواسته زندگي ات ديگر تكرار نشود. براي به دست آوردن آن چه تا كنون نداشته اي بايد به گونه اي باشي كه تاكنون نبوده اي. تو ناچار به تحمل شرايط آنگونه كه هستند، نيستي، اما براي ايجاد تغيير در شرايط بايد اول تغيير را در خودت ايجاد كني. هرگز ناچار به سازش نيستي. بدترين مقابله با مسايل سازش با آنهاست وقتي كه مي تواني راه جديدي براي تغيير مثبت شرايط بيابي. همواره در جست و جوي راه درست باش، هرگز بد را به خاطر ترس از بدتر نپذير، در بدترين شرايط مي توان راه حل خوب را پيدا كرد. تقدير حاكم محكوميت بي بازگشت نيست، تقدير ساخته تفكرات و اعمال، انتظارات و عكس العملهاي ماست. اگر آنچه را نمي خواهي نپذيري قطعا كمتر از آنچه مي خواهي را به دست نخواهي آورد. از ترس بدتر شدن شرايط جلوي تغييرات نايست چرا كه تغييرات همواره اجتناب ناپذيرند و براي وقوع نيازمند مجوز از سوي ما نيستند. همه چيز در جهان پيرامون ما در حال تغيير است و آنچنان كه تغيير تاكنون رخ داده از اين پس نيز رخ مي دهد. اگر سعي كني در مقابلش بايستي روند دشوارتري بر لحظات تحميل مي كند. هرچه منعطف تر باشي راحت تر مي تواني مسير تازه اي بيابي. همه چيز حتي بزرگ ترين اتفاقات مثبت دوردست از تغيير انديشه ات آغاز مي شود. بدترين باخت، زندگي براي خوشايند ديگران است. اگر خط مشي زندگي ات را ديگران برايت تعيين كنند، تو از ياد رفته اي. هويت تو چيزي نيست كه در قالب خواست ديگران اثبات شود و نياز ها و عطش روح تشنه ات براي تعالي هرگز اين گونه مرتفع نمي شوند. و اين به ظاهر از خود گذشتن، ايثار نيست، بلكه به باد دادن هويت شخصي و شكنجه كشنده و پنهان روح است. قطعا مقام رفيع تو به عنوان يك انسان در حد وسيله اي براي برآوردن تمام خواسته هاي ديگران نيست. فرصت كوتاهي است جهت تلاش براي رسيدن به تعالي، در راه عاقلانه اي كه تو بر مي گزيني. آزموني بدون فرصت تكرار، ثروتي بي بازگشت كه هرچند براي سرمايه گذاريش مشورت نيكوست، اما تحميل نارواست. انتخاب با توست و اين انتخاب توست كه تو را به فرصتي طلايي مي رساند يا فرصت هاي عالي را از تو دور مي كند اما در فرصت كوتاهي با نام زندگي، برگزيدن و تكرار و ادامه اشتباه قبلي، از ترس تصور و برداشت و حرف و سخن مردم، اسفناك است و گاه ايجاد تغيير لازم، واجب ترين و تنها اتفاق مورد نياز خوشبختي است.
رضا ش
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 9:43 توسط Qi-Iran Team |
|
|
روش هاي زير به شما كمك مي كند كه علي رغم كار و مشغله فراوان، آرام و بدون تشويش باشيد: 1- مهم ترين اصل اين است كه دقيقا روي كاري كه مشغول هستيد تمركز كنيد. حواس خود را كاملا به روي يك كار متمركز كنيد. زماني كه غذا مي خوريد، فقط غذا بخوريد. (همزمان روزنامه نخوانيد) دو يا سه كار را با هم انجام ندهيد. 2- سرعت كار خود را متناسب با توانايي هايتان و آن گونه كه رضايت و آرامش شما را فراهم مي كند، تنظيم كنيد. 3- اولويت هاي زندگي تان را مشخص نموده، براي آنها وقت بگذاريد و بر اساس آن، روز ها و هفته هايتان را برنامه ريزي كنيد. 4- خود را موظف به انجام فعاليت هاي زياد نكنيد. كسي كه كار هاي زيادي را هم زمان انجام دهد، تنها مي تواند به عنوان رفع تكليف عمل كند. 5- سعي كنيد تحت تاثير عوامل خارجي قرار نگيريد. حتي دوست داشتني ترين افراد هم مي توانند گاهي باعث آزار شما شوند. تابلوي «لطفا مزاحم نشويد» تنها در هتل ها مورد استفاده قرار نمي گيرد، مي توانيد براي اتاقتان نيز استفاده كنيد. 6- زمان كافي براي انجام كارها در نظر بگيريد تا بتوانيد به موقع آنها را انجام دهيد. تنگي وقت عامل استرس است. 7- از جاه طلبي و ادعاي بهترين بودن بپرهيزيد. 8- زماني كه موفق شديد، به خود استراحت بدهيد و براي اين موفقيت جشن بگيريد. شاكر و خوشحال باشيد و از اين احساس، لذت ببريد. 9- انتظار نداشته باشيد هميشه موفق شويد، بهار و زمستان را هم بايد بپذيريد. 10- مسايل را خيلي سخت نگيريد، در اين صورت نه زود آزرده مي شويد و نه نااميد. اگر برد و باخت، ستايش و نكوهش در شما ايجاد تنش نكند، بدانيد كه از آرامش دروني برخورداريد. 11- نگراني هاي بي مورد درباره آينده، تمركز شما را به هم مي ريزد و موجب استرس و اضطراب مي شود. تمام انرژي خود را براي زمان حال صرف كنيد. 12- منظم باشيد. كسي كه تنها يك كار در دست اقدام روز ميزش داشته باشد بهتر مي تواند روي آن تمركز كند. قبل از شروع كار جديد، ميز خود را كاملا مرتب كنيد. 13- ياد بگيريد از هر كاري كه مي كنيد لذت ببريد. اگر تمام سعي خود را بكنيد تا كاري را به نحو احسن انجام دهيد، شاد و راضي خواهيد شد. تمام حواس و علاقه خود را به كاري كه انجام مي دهيد معطوف داريد، در اين صورت كار هاي روزمره نيز براي شما لذت بخش خواهند شد. 14- براي خود زنگ تفريح بگذاريد و آن را رعايت كنيد. زماني كه فكر مي كنيد وقتي براي استراحت نداريد دقيقا همان لحظه است كه به آن احتياج داريد. 15- انجام دادن هدايت كارها را به عهده بگيريد. اما گاهي نيز كارها را مسكوت بگذاريد. اين كه بخواهيد هميشه، همه كارها را تحت كنترل داشته باشيد، اضطراب آور است. 16- زماني كه فكر مي كنيد كارهاي زيادي در دست اقدام داريد، تمام آنها را روي كاغذ بياوريد. اغلب بعد از نوشتن متوجه مي شويد آنچنان هم كه به نظرتان مي آمده زياد نيست. سپس موضوع ها را بر طبق اوليت ها طبقه بندي كنيد. 17- بعضي كارها را به ديگران واگذار كنيد. ببينيد، چه كسي مي تواند باري از دوش شما بردارد. سعي نكنيد تمام كارها را به تنهايي انجام دهيد. به ديگران هم اين شانس را بدهيد كه اشتباه كنند. شما نبايد همه كارها را به تنهايي انجام دهيد. 18- بخشي از روز شما بايد از كارهاي هميشگي و عادي تشكيل شود. كارهاي روزمره، كمك مي كند تا آرامشي نسبي پيدا كنيد. 19- گه گاه كارهاي غيرمعقول انجام دهيد. براي رفع استرس گاهي از ته دل بخنديد. كسي كه توانايي خنديدن را داشته باشد، مالك همه دنياست. 20- اگر شما چهره اي موفق هستيد، گه گاه كارهاي ناخواسته انجام دهيد. همه كارها نبايد معقول و سنجيده باشند. آسان گرفتن را به خود روا داريد. 21- هميشه «مشترك در دسترس» باشيد، خاموش كردن تلفن همراه در بعضي مواقع نتيجه خوبي ندارد. اصلا شايد بهتر باشد موقع خواب هم تلفن را روشن بگذاريد. 22- به خود براي معاشرت و تفريح وقت آزاد بدهيد. روي سلامتي و شادي خود سرمايه گذاري كنيد. 23- براي خود يك روز «تنبلي» مشخص كنيد. آخرين باري كه يك روز كامل را با آرامش استراحت كرديد، كي بوده؟ 24- سعي نكنيد تمامي اين قواعد را يك باره به كار ببنديد، چون اين كار خود موجب اضطراب و تنش مي شود.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 19:22 توسط Qi-Iran Team |
|
|
عقاب وقتي مي خواهد به ارتفاع بالاتري صعود كند در لبه يك صخره به انتظار يك اتفاق مي نشيند! مي دانيد آن اتفاق چيست؟ گردبادي كه از روبه رو بيايد! عقاب به محض اينكه آمدن گردباد را حس كرد بال هاي خود را مي گشايد و اجازه مي دهد تا باد او را با خود به سوي آسمان بلند مي كند و عمود بر طوفان مي ايستد و مانند گلوله توپي به سمت بالا پرتاب مي شود. او آنقدر با كمك باد مخالف اوج مي گيرد تا به ارتفاع مورد نظر برسد و آن گاه با چرخش خود به سوي قله مورد نظر در بالاترين نقطه كوهستان ماوا مي گزيند. خوب به شيوه عقاب براي بالارفتن دقت كنيد. او منتظر حادثه مي ماند. حادثه اي كه به زعم مرغ هاي زميني يك مصيبت و بلاست. او منتظر طوفان مي نشيند تا از انرژي پنهان در گردباد به نفع خود استفاده كند. وقتي طوفان از راه مي رسد عقاب به جاي زانوي غم بغل گرفتن و در كنج سنگ ها پناه گرفتن، جشن مي گيرد و خود را به بالاترين نقطه وزش باد مي رساند و از آنجا سنگين ترين ضربات گرد باد را به نفع خود به كار مي گيرد. عقاب از نيروي مهاجم به نفع خويش استفاده مي كند او نه تنها از نيروي مخالف نمي هراسد بلكه منتظر آن مي نشيند چرا كه مي داند اين انرژي پنهان در نيروي مخالف است كه مي تواند او را به فضاي بالاتر پرتاب كند. انرژي اوج، به رايگان به كسي داده نمي شود. اساسا در قانون بقاي طبيعت تقلاي بقاي نيروهاي منفي ايجاب مي كند كه تعداد نيروهاي مخالف در زندگي هميشه بييشتر از جريان هاي موافق باشد. در واقع رسم روزگار اين است كه هميشه تعداد كساني كه مخالف شما هستند، بيشتر از موافقين شما باشند. پس اگر قرار است نيروي كمكي براي صعود شما حاصل گردد، قاعدتا بايد اين نيرو از سوي مخالفين شما تامين شود. بنابراين وقتي اتفاقي خلاف ميل شما رخ مي دهد به جاي عقب نشيني و سرخوردگي و واگذار كردن ميدان بلافاصله عقاب گونه جشن بگيريد و اين رخداد ناخوشايند را به فال نيك گرفته و سعي كنيد تا در لابه لاي اين حادثه به ظاهر نامطلوب خواسته و طلب مورد نظر خود را پيدا كنيد و با استفاده از نيروي مخالف خود را به خواسته خويش نزديك سازيد. نيرويي كه قرار است باعث صعود شما شود، توسط همان كساني فراهم مي شود كه مخالف جدي شما هستند و قصد نابودي شما را دارند. اين شما هستيد كه بايد منتظر فرصت باشيد و با تامل و آمادگي و صبر و تدبير، به موقع از نيروي مخالف براي بالا رفتن و اوج گرفتن استفاده كنيد. پس هرگز از وجود سختي و زحمت و نيروي مخالف در زندگي و كار و تحصيل خود گله مند نباشيد. اينها مخازن انرژي پرواز شما هستند و اگر نباشند شايد هرگز صعودي در زندگي شما حاصل نگردد. به جاي دست روي دست گذاشتن و از ناشناختني بزرگ به خاطر وجود مشكلات و مخالفت ها گله كردن، كمي چشم دل خود را باز كنيد و به حكمت پنهان در مصيبت ها و سختي هاي زندگي بيانديشيد. بنابراين بگذاريد كه خالق هستي با هيچ موجود ي حتي بدترين مخلوقات عالم هستي هم دشمني ندارد و اگر اتفاقي رخ مي دهد كه به ظاهر آزار دهنده و ناخوشايند است شك نكنيد كه ناشناختني بزرگ در هرچه رقم مي زند خير و بركت و سعادت پنهان كرده است. اين ما هستيم كه بايد شجاعت رويارويي با جريان هاي مخالف را داشته باشيم و در وقت صحيح بال هاي خود را بگشاييم و چرخش صعود خود را به سمت بالا تجربه كنيم.
با تشکر از دوست عزیزمان: مرتضی ب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 16:17 توسط Qi-Iran Team |
|
|
با عرض سلام و تسلیت دیروز بُردمیتینگ 3 روزه دایرکتورها در دبی پایان یافت و در انتها ما تونستیم چند ساعتی با دایرکتورها گپ بزنیم. استفان برای استفاده از کوئست وکیشن چندتا نکته مهم رو به ما گفت: - راهنمای فارسی کوئست وکیشن در V-Malaysia ارائه خواهد شد. - برای مسائل مربوط به کوئست وکیشن فقط به دفتر Questnet در سنگاپور تماس بگیرید چون دفاتر دیگه چیزی راجع به کوئست وکیشن نمیدونند یا به جای CRF زدن، مستقیما به customersupport@questvacation.com ایمیل بزنید، چون تمام CRF ها 2 هفته یک بار جمع میشه و برای کوئست وکیشن ارسال میشه - روال دریافت قراردادها با RCI آنلاین میشه یعنی شما بلافاصله قرارداد و شماره عضویت خودتونو میگیرید - استفان ادعا میکنه تمام مراکز تفریحی که متعلق به خود کوئست وکیشن هست دارای کیفیت بالایی است ولی مراکزی که مربوط به RCI هست از کنترل QVI خارج است و راجع به کیفیت اونا نمیشه خیلی مطمدن بود بنابراین استفان پیشنهاد میکنه فقط از مراکز تفریحی متعلق به QVI مثل "پوکت" استفاده کنید. تیجی هم گفت در حال حاضر هنوز برای ارسال محصولات invoice به داخل ایران به صورت گسترده راهی پیدا نکردیم – اگه میخواهین محصولها کامل برسه، هر 10 تا که در مجموعتون خرید شد پیگیری کنید تا برسه بعد خرید جدید انجام بدین -. ریچارد گفت در حال حاضر ما مستقیما از طریق وکیل هامون با دولت ایران در حال مذاکره هستیم. در انتها VJ هم گفت ما برای برزیل برنامه داریم، چرا شما هر کدوم نمیرین یک کشور و کار رو شروع نمیکنید!؟ VJ معتقد بود که ایرانیها میتونند سرشاخه کشورهای دیگه باشند. http://finance.groups.yahoo.com/group/ourbignetworkfamily برای عضویت در این گروه میتوانید به این ایمل، میل بزنید : ourbignetworkfamily-subscribe@yahoogroups.com |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 9:11 توسط Qi-Iran Team |
|
|
براي شناخت هرواژه ، بايد محدوده اي را كه براي آن تعريف شده ، مدنظر قرارداد . نميتوان از واژه اي كه براي سيستم يا محدوده خاصي تعريف شده در سيستم ها و محل هاي ديگر استفاده نمود . 2- بازارياب براي خودش جنس نمي خرد . بنابراين در اين رابطه بعنوان واسطه ، هرجنس و يا محصولي را ميتواند در بازاريابي مدنظر قرار دهد . 1- مشتري شبكه اي (كه در عين حال فروشنده شبكه اي نيز هست ! ) شخصي حقيقي است ، بنابراين وابسته به هيچ كارخانه اي وفروشگاهي و توليدكننده اي نيست ! فقط يك مشتري است كه دوست دارد بلافاصله به معرف كالا تبديل شود و ميتواند و مختار است كه تبديل هم نشود ! هيچكاره هيچ كاره است. . . او فقط و فقط يك مشتري است . . . همين و همين !!! 7- چون هر مشتري در دايره نفوذ خودش فعاليت ميكند ، همان آدم هميشگي است !!! و نياز به اطوارهاي سنتي براي معرفي كالا ندارد و روابط عمومي و حقه و كلك ، بي روابط عمومي و حقه و كلك ... !!! دقت كنيد كه در فروش شبكه اي ( NETWORK MARKETING ) مشتري كه به غلط ، بازارياب شبکه ای خطاب ميشود ، هيچ ارتباط و ربط سازماني به شركت يا كمپاني مربوطه ندارد ( قوانينش را بخوانيد تا باورتان شود ) و موجودي كاملا" مستقل است. بهمين دليل تخلفات احتمالي او به شركت و تخلفات شركت به او ربطي نخواهد داشت. شما از مغازه اي جنسي خريده ايد و جايزه اي دريافت كرده ايد ( 13 تا بخر 14 تا ببر ) همين ، شما را چه به تخلفات او و او را چه به تخلفات شما. هر كسي مسئول اعمال خودش است و چون بعنوان يك شهروند جهاني خريد ميكند تنها مرجع شكايتش پليس جهاني است و پليس و حسابرس اينترنتی !!! مي بينيد كه واژه "ويزيتور" و " بازارياب " همانقدر در اين تجارت خنده دار است كه واژه "مدير" بجاي راهبر ( راهنما ) بالطبع ، اگر چارچوب ذهني خود را متناسب با تجارت مدرن و الكترونيكي ، بازسازي كنيم ، و اگر صادقانه به راهنمائيهاي متخصصين گوش فرا دهيم ، در دام اصطلاحات و واژه هاي عجيب و غريب و دردسر ساز نخواهيم افتاد . منبع : Our Gold |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 9:10 توسط Qi-Iran Team |
|
|
اغلب قواعد حقيقي زندگي در دنياي ما در حال تغيير است. اصولا ، مردم نسبت به تغيير بي ميل هستند. ما در مقابل تغييرات مقاومت ميکنيم ، ما دوست داريم در محدوده راحت و آسوده خودمان که اکثر مردم آن را ميشناسند و قبول دارند بمانيم. اين طبيعت انسان است.
باتشکر ازOur Gold |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 9:10 توسط Qi-Iran Team |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 9:7 توسط Qi-Iran Team |
|
سلام
به دوستان وبلاگ نويس و اهل تحقيق و ليدرها
خلاصه و مفيد ميگم چند مسئله هست كه با توجه به شرايط كنوني ايران و وضعيت نت ورك در ايران بايد مشخص شود ولي متاسفانه بدليل نداشتن تشكل قوي صنفي در سطوح بالايي سر در گمي وتكرار و درجا زدن در سطوح مياني و پاييني عوامل نت ورك مشاهده مي شود. اين در حالي است كه بيشترين انرژي و تلاش صرف ميگردد ولي بدلبل عدم تشكل ليدر هاي بالايي نتايج مطلوبي عايد نمي شود. بنده بعنوان عضو كوچكي از جامعه نت ورك نكاتي را ذكر ميكنم كه توجه ليدرها به آنها بسيار حائز اهميت است . ببينيد اگر جامعه ليدر ها را به سه طبقه تقسيم كنيم (از لحاظ تجربه و تعادل ) ميتوانيم آنها را اينگونه بشماريم 1- ليدرهاي بالايي 2- ليدرهاي مياني 3- ليدرهاي پاييني كه هر كدام از اينها وظايف و ويژگي هايي دارند و البته تعهد و مسئوليتي در خور توجه. ليدرهاي بالايي
وظايف اين ليدرها بدليل تجربه بالا وشكل مجموعه و مسائل مبتلابه انها بسيار مهم ودر امر راهبري مجموعه ها و تبيين استراتژي هاي مقطعي بسيار تعيين كننده ميباشد. از اين چنين ليدرهايي انتظار ميرود : - كه حداقل به يك زبان بيگانه(انگليسي) مسلط باشند - داراي يك نشريه علمي (گاهنامه ) باشند - داراي وب سايت يا وبلاگ بروز باشند - توانايي برگزاري سمينارهاي علمي و صنفي داخلي را داشته باشند - توانايي و ميل به شركت در سمينار ها ي خارجي را داشته باشند. - با محافل علمي ، دانشكاهي ، ارتباط داشته باشند. - در منطقه حضور داشته باشند - با ليدرهاي مياني رابطه اي تنگانتگ داشته باشند - اينكه چند درصد از آنها اينچنين هستند يا نه ، من آمار نمي دهم خود شما بهتر ميدانيد: هر فعاليتي بستر مناسبي ميخواهد و ساده انديشي است بدون توجه به فرهنگ سازي و اماده سازي اين بستر انتظارات غير معقول از رشد يك پديده نو و جديد داشته باشيم و و مسئوليت فعاليت در عرصه فرهنگ سازي از نظر اينجانب بيش از هرارگان و سازمان وشخصي بعهده ليدرهاي بالايي است. اما متاسفانه آنهاعمداتا بخاطر شرايط ايران با ليدرهاي مياني فاصله دارند (در خاج از كشور اقامت دارند) و نه تنها در اين امر كوشا نيستند بلكه از كوچكترين موانع منطقه اي خاص ايران و يا با دسترسي به اهداف ميان مدت از ادامه راه باز مي ايستند و با رسيدن به سقف درآمد كنار ميكشند و در دسترس قرار نمي گيرند.(بازنشستگي پيش هنگام) ليدرهاي مياني اين ليدرها تمام مشكلات و كاستي هاي عدم حضور ليدرهاي بالايي را در منطقه و بين مجموعه بجان خريده اند و در ايران مانده اند و بيشترين تاثير و نقش را آنها ايفا ميكنند. آنها تمام كارها را ميكنند و فقط سقف نمي زنند يا اگر هم سقف ميزنند تعهد شان يا عدم دسترسي به اهدافشان آنها را هنوز مصصمم نگه داشته آنها در ايران هستند و بعضا چوب باز داشت يا تهديد يا ارعاب را خورده اند.اما انها نيز وظايفي دارند كه خودشان ميگويند كه در انجام آنها كوتاهي شده: - كه حداقل به يك زبان بيگانه(انگليسي) مسلط باشند - داراي يك نشريه علمي (گاهنامه ) و يا وبلاگ باشند - گروه خبري واطلاع رساني فعال ايميلي داشته باشند - توانايي برگزاري سمينارهاي داخلي را داشته باشند - توانايي و ميل به شركت در سمينار ها ي خارجي را داشته باشند. - با محافل علمي ، دانشكاهي ، ارتباط داشته باشند. - با ليدرهاي همتا جلسات هماهنگي داشته باشند - با ليدرهاي پاييني رابطه اي تنگانتگ داشته باشند اينكه ليدرهاي مياني با همه مشكلات چه كار كرده اند و يا ميكنند بر كسي پوشيده نيست . عدم هماهنگي آنها باهم و نداشتن ارتباط با ليدر هاي بالايي كه ناشي از شرايط داخل كشور و ويژگيهاي ليدرهاي بالايي است بزرگترين مشكل اين گروه است . آنها نزديكترين افراد و موثر ترين در مجموعه ها هستند . وظيفه ليدرهاي بالايي است كه اين خلا را پر كنند و با هماهنگي و ايجاد تشكل صنفي از دوباره كاري و اتلاف انرژي ووفت جلوگيري كنند. ليدرهاي پاييني
اين گروه از ليدر ها عملياتي ترين افراد و نزديكترين آنها به موانع و مشكلات هستند اينها علاوه بر حمايت مستقيم افراد بايد در مسيري قرار گيرند تا در سطح مياني مشكلات فعلي ليدرهاي مياني و بالايي را پيدا نكنند آنها نيز بايد تفكر حرفه اي و ذهنيت جهاني را داشته باشند عمده ترين وظايف آنها بودن در كنار افراد و ليدرهاي مياني است و كسب تجربه از دو طرف. در هر كجاي اين سلسله امكان بروز كاستي و خلا وجود دارد . هوشياري و خلاقيت و حضور افراد ميتواند آنها را جبران كند. پيشنهادات من به همه از جمله خودم اين است كه : - آموزش زبان انگليسي در دستور كار ليدرها قرار گيرد . - وب سايت يا بلاگ قوي و موثق ايجاد شود. - سمينارهاي داخلي تحت هر عنواني برگزار شود. - با اعضاي شورا هاي شهر هاي مختلف ارتباط برقرار شود (مثل تهران) - با اعضا هيئت هاي علمي ارتباط بر قرار شود - نشريه علمي نت ورك منتشر شود - گروه هاي خبري موثق ايجاد شود - وبلاگهاي متفرقه و بروز نشده و تكراري و بي كيفيت برچيده شود. - جلسات هماهنگي ليدرهاي مياني و بالايي بيشتر برگزار شود - كنفرانس هاي اينترنتي با حضور ليدرهاي بالا يي و مياني و پاييني برگزار و ترويج داده شود. - ايجاد فرهنگ پرداخت هزينه مناسب براي توسعه وپيشرفت (اعم از هزينه هاي ريالي يا محروميت ،محدوديت ....) - ...... خوب شايد بعضي از دوستان بگويند فلا ن كار و بهمان كار انجام شده يا داره انجام ميشه .خيلي خوبه . براي قوي تر عمل كردن بايد قوي تر برنامه ريزي كنيم. ويادمان باشد كه جامعه نت ورك ايران اكنون درگير مشكلاتي است . كه اگر در 3 سال گذشته هوشمندانه تر عمل مي كرديم اين مشكلات را نداشتيم. بيژن نجيب bijan najib |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 9:5 توسط Qi-Iran Team |
|
|
معلم كلاس پنجم در اولين روز مدرسه نگاهي به بچه ها انداخت. در بين شاگردها پسر بچه اي ژوليده، نامرتب و بي اعتنا به كلاس نشسته بود. و معلم با اين كه از اين وضع راضي نبود، بعد از تبريك سال تحصيلي جديد و چند تا توصيه گفت: «عزيزان من بدونيد كه تك تك شما رو به يه اندازه دوست دارم ...!» و وضع اون شاگرد ترغيبش كرد تا بعد از كلاس، نگاهي به پرونده تحصيلي اون بندازه. اون چه كه ديد برايش خيلي تكان دهنده بود. معلم كلاس اول نوشته بود: او خيلي باهوشه، تكاليفش رو عالي انجام ميده، رفتار خوبي داره، هميشه مي خنده و دوست داره دوروبرش شلوغ باشه.» معلم كلاس دوم نوشته بود: «او بسيار با استعداد و باهوشه و همكلاسي هاش خيلي دوستش دارند، ولي بيماري لاعلاج مادرش به شدت رنجش ميده.» معلم كلاس سوم گفته بود: «مرگ مادرش اثر عميقي روز او گذاشته و پدرش خيلي تمايل به ادامه تحصيل او نداره.» و معلم كلاس چهارم اشاره كرده بود كه: «درس هاش خوب نيست، انزواطلبه، دوستان زيادي نداره، سر كلاس خوابش مي بره و علاقه چنداني به مدرسه نداره.» روزها پياپي مي گذشت و معلم مهربان به هر بهانه اي سعي در جذب و جلب پسر بچه داشت تا اين كه روز معلم فرا رسيد. بسته هاي رنگارنگ كوچيك و بزرگ بچه ها به معلم هديه مي شد و اون پسر هم بسته اي رو كه دورش روزنامه پيچيده شده بود، به معلم داد! وقتي بسته پسرك باز شد، گردن بندي بدلي و كهنه به همراه شيشه عطري كه فقط مقدار كمي از اون باقي مونده بود، نمايان شدند! همه بچه ها خنديدند، ولي معلم با شادي تمام گردن بند را به گردنش انداخت و كمي از آن عطر رو به لباسش زد. زنگ تفريح خورد، پسر كوچولو گوشه اي معلم رو تنها گير آورد و گفت: «خانم شما امروز هم شكل مادرم شديد و هم بوي اونو مي دين!» اين جريان گذشت و معلم روز به روز توجه بيشتري به پسرك نشون ميداد. در پايان سال تحصيلي، همون پسر تونست بالاترين رتبه رو كسب كنه و با كارنامه و شاخه گلي كوچك و زيبا به سراغ معلم رفت و گفت: «ممنونم كه باورم كردين و كمك كردين تا مفيد و موثر باشم. معلم كه اشك پهناي صورتش را پوشونده بود گفت: «ولي اين تو بودي كه به من ياد دادي تا مسئول باشم و تاثيرگذار.» و بذار يواشكي بهت بگم كه از همه شاگردهام بيشتر دوستت دارم. راستي عزيز دلم تاحالا فكر كردي خيلي ها رو ميشه بيشتر دوست داشت؟ و مي دوني ابراز عشق و دوستي به اوني كه بيشتر باهاش كشمكش داري و درگيري، مي تونه بال هاي پرواز هر دوتون رو قوي كنه و كمك كنه تا اوج بگيريد؟ راستي چه جمله قشنگيه كه گفتند: «ديگران رو هم مثل خودت دوست داشته باش.» مگه نه؟
رضا ش
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 7:46 توسط Qi-Iran Team |
|
|
خودپنداري و تصويري كه از خود در ذهن مجسم مي كنيم راهنماي اصلي عملكرد ما در زندگي است. اگر اين تصوير را تغيير دهيم شخصيت و طرز رفتار ما تغيير خواهد كرد. دكتر ماكسول مالتز نويسنده كتاب روانشناسي تصوير ذهني مي گويد: «مهم ترين كشف روانشناسي در قرن اخير، كشف خودپنداري و اهميت آن بود.» مغز ما درست مانند يك كامپيوتر عمل مي كند. شما از ورودي كامپيوتر هرچه را كه وارد كنيد بايد انتظار داشته باشيد خروجي شما از همان اطلاعات ورودي تشكيل شده باشد يعني اگر ما انديشه منفي را وارد مغز خود كنيم مغز آنها را مانند فرمان مي پذيرد. اين كه شما به اين نتيجه برسيد كه ناتوان و شكست خورده ايد مغز شما اين را مانند يك فرمان مكفي كرده و به تمام اعضاي بدن شما از غدد گرفته تا دستگاه گردش خون و تنفس و سيستم حركتي فرمان مي دهد كه خود را با فرمان شكست تطبيق داده و مطابق آن عمل كنند. اين عمل شما را به يك حلقه معيوب وارد مي كند و نتايجي بدتر برايتان حاصل مي شود. در حالي كه افراد پيروز با دادن فرمان پيروزي تماميت وجودي خود را به سمت پيروزي نشانه مي روند. امروز ثابت شده كه تفكر ما مستقيما بر سيستم بدن ما موثر است يعني به محض آن كه ما فكر منفي و ذهنيت بدي داشته باشيم، غدد درون ريز بدن و همينطور ديگر ارگانها، از اين ذهنيت تبعيت مي كنند و با اختلال در عملكرد طبيعي هورمون ها و مواد ضد استرس در بدن، ما دچار افسردگي مي شويم و در اين مسير به جسم خود نيز ضربه مي زنيم. اطلاعاتي كه به بانك حافظه داده مي شود همان جا نگهداري مي شوند و هيچ كدام پاك نمي گردند. اين مساله را دو جراح به نامهاي دكتر فيلد و دكتر روبرت در موسسه بررسي بيماري هاي عصبي در مونترال نيز ثابت كردند. آنها نشان دادند كه با تحريك سلول هاي مغز، صحنه هاي گذشته با همان شدت و با همان صداها، رنگ ها و بو ها در بيماران زنده مي شود. دانشمندان اتفاق نظر دارند كه سيستم عصبي انسان نمي تواند بين يك رويداد واقعي و يك رويداد تخيلي به طور روشن اختلافي قايل شود. پس بسياري از تصميمات روزمره ما نه بر اساس حقايق و واقعيات بلكه بر اساس اطلاعاتي گرفته مي شود كه رايانه ما آنها را به عنوان اطلاعات حقيقي به ما تحويل مي دهد در حالي كه بسياري از اين اطلاعات توهمي بيش نبوده و تنها تفسيري غلط از حقايق هستند و در نتيجه منجر به تصميم گيري غلط از از حقايق مي شوند. سيستم فعال كننده مشبك در مغز انسان وظيفه پالايش و گزينش اطلاعات دارد مثلا اگر شما يك اتوموبيل بنز قديمي بخريد بعد از آن وقتي به خيابان مي رويد دائما شبيه اتوموبيل خود را مي بينيد در حالي كه شايد قبلا اتوموبيلي از اين نوع نمي ديديد. سيستم فعال كننده بنز هاي قديمي را از ميان انبوه ماشين هاي ديگر بر مي گزيند و به رايانه شما وارد مي كند. وظيفه اين سيستم نيز همين انتخاب و گزينش اطلاعات است با توجه به آنچه شما مي خواهيد. مثلا اگر تصميم گرفته ايد كه فكر كنيد همه چيز در دنيا خراب است و يا شما آدم بد شانسي هستيد اين سيستم مشغول جمع آوري شواهدي مبتني بر بدشانسي از محيط مي شود و سپس آنها را در اختيار رايانه ذهن شما قرار مي دهد، آنها هم به روش خود به شما ثابت كند كه حق با شماست و واقعا بدشانس هستيد. در حالي كه پيروزمندان به اين سيستم وظيفه متفاوتي واگذار مي كنند سيستم فعال كننده آنها شواهدي مبتني بر هوشمندي، توانمندي، موفقيت و قدرت را از محيط بر مي گزيند تا به آنها ثابت كند كه پيروزند پس مي بينيد اين كه شما احساس پيروزي و شكمست كنيد به طور كامل در دست خود شماست و تنها به چگونگي برنامه ريزي رايانه ذهن توسط خودتان و تصميم هايي بستگي دارد كه با توجه به اصلاحات رايانه خود مي گيريد. پس شما هم مي توانيد به پيروز مندان بپيونديد، فقط كافي است بخواهيد.
با تشکر از دوست عزیزمان: مرتضی ب
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 20:24 توسط Qi-Iran Team |
|
|
خواستن، ما را دعوت به پيش رفتن مي كند و رها بودن از وابستگي ها راه را بر ايمان هموار مي سازد. اعتدال رمز پيروزي ماست در راهي كه پيش گرفته ايم. آگاه باشيم كه وقتي شعله هايمان اطراف را مي سوزاند و يا احساس سردمان همانند برف قله كوه خيال آب شدن را ندارد، راز اعتدال را از ياد برده ايم. صخره هاي مغرور بالا مي روند بدون اينكه اجازه دهند سبزه اي روي آنها برويد و تپه هاي خاكي، آنقدر به خاك نزديكند كه علفهاي هرز هم جاي خود را روي آنها مي يابند. هميشه راه و رمز موفق شدن را شنيده ايم ولي نميدانيم كه پيش رفتن و درست رفتن ما را به سمت موفقيت هدايت مي كند پس بياييد امروز راه و رسم زندگي را با زبان ديگري تكرار كنيم. ترس و اضطراب را در حصار زمان و مكان جا بگذاريم و پيش برويم كه پيشرفت در پيش رفتن است. پيشرفت هرگز در سكون نيست. پيشرفت در سكون مانند حلقه گم شده اي است كه در روياهايمان به دنبال آن سرگردانيم. هرگز حال را به بهاي سرزنش گذشته از دست ندهيم. جوي رواني كه از كوه سرازير مي شود، به همان زلالي به كوه باز مي گردد ولي نه از راهي كه جاري شده، جوي خود را به قدرت نامحدود مي سپارد و اوست كه بازگشتن را مي داند. اگر از جوي بياموزيم و خود را به او بسپاريم هرگز به گذشته نمي انديشيم، گذشته را با سپاسي به زمان ببخشيم و امروز و فردا را با آغوش باز پذيرا باشيم كه هرچه هست در همين حال است. اگر روزي به لحظه اي كه گذشته نينديشيم آن روز، روز تولد ايمان است، روزي كه درك كرده ايم بازگشت راه مطلوبي نيست. تنها مي توانيم پيش برويم به سوي آينده و بهتر شدن و اين بار با ديده عزت نگاه كنيم و احساس مان را محكي بزنيم كه با بينايي مان مي توانيم فقر را با صبر و ثروت را با بي طمعي رها كنيم. با حس بوئيدن، بوي نم خاك گل شده را حس كنيم و لمس كنيم درد بال شكسته پرستويي را كه ناله مي كند و بشنويم صداي نحيفي كه از تنگناي حصار تنهايي ما را صدا مي كند و در چشيدن غم به چشيدن شادي اميدوار باشيم تا اگر چنين با شد حس پنج گانه مان به كمك قدم هايي مي آيند كه بعد از هر قدم ردپاي توقع به جاي نمي ماند و ريشه انتظار در مقابل محبت خشك مي شود. روزي كه بدون وابستگي به همراه اعتدال به گذشته نگاه تحسين آميزي مي كنيم و پيش مي رويم قدمهايمان را با قدرت مي گذاريم حس مان را به ديده عزت، عظمت مي بخشيم. مي توانيم عاشق باشيم و عشق بورزيم براي اينكه دل آنقدر بزرگ شود كه مي تواند عاشق بودن را درك كند و اين معناي موفق شدن است.
با تشکر از دوست عزیزمان: مرتضی ب
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 15:38 توسط Qi-Iran Team |
|
|
فوربس معرفي كرد بلندترين برجهاي جهان در سال 2006 مترجم: شادي آذري شامپانزههاي فيلمهاي افسانهاي تنها موجوداتي نيستند كه به ارتفاعات پناه ميبرند. انسانها نيز هميشه به دنبال راههايي براي فرار از سطح زمين بودهاند و اين كار را يا با ساخت دستگاههاي ساختوسازي كه در ارتفاع امكان استفاده از آنها وجود داشت انجام دادهاند و يا با ساخت بناهايي كه تا ميان ابرها سر برميكشد. اما ارتفاع بلندترين ساختمانهاي امروز به حدي است كه حتي كينگكنگ افسانهاي هم نميتواند به آنها برسد. تعريف ساختمان «بلند» از محلي به محل ديگر و از سالي به سال ديگر تغيير ميكند. به عنوان مثال، ارتفاع بلندترين ساختمانهاي قاره اروپا در مقايسه با بلندترين ساختمانهاي جهان در حد متوسطي است و بسياري از ساختمانهاي مرتفع آمريكا كه زماني بلندترين ساختمانهاي جهان بودند با ساخت آسمان خراشهاي آسيايي اكنون از رده ساختمانهاي بلند خارج شدهاند. طي سالهاي آينده با تكميل برجهايي چون برج آزادي در نيويورك، برج دبي در امارات متحده عربي و چند برج ديگر، معناي «بلندي» دوباره تعريف ميشود. اما به راستي اين ساختمانهاي سر به فلك كشيده تا به كجا سر به آسمان خواهند كشيد؟ طيسالهاي زيادي از قرن بيستم، كشور آمريكا به صحنه نمايش آسمانخراشهاي مرتفع جهان تبديل شده بود. چارچوبهاي فولادي و اختراع آسانسور دست به دست هم دادند تا ساخت بناهاي بلند آسان شود و با تغيير ساختار شهرها لزوم چنين ساختمانهاي بلندي بيشتر احساس شود. چندين سال پياپي بلندترين ساختمانهاي جهان به كشور آمريكا تعلق داشت. در دهه 30ميلادي ساختمانهاي كرايسلر آمريكا كه زماني بلندترين ساختمانهاي جهان بودند، رتبه نخست خود را به امپايراستيت دادند و در سال 1973 نيز مركز تجارت جهاني جاي همه آنها را گرفت اما دو سال بعد سيرزتاور شيكاگو با 1454 پا ارتفاع گوي سبقت را از همه ربود. ولي قرن 21 شاهد ساختمانهاي مرتفع و متفاوتي بود و قارهها و كشورهاي ديگري توانستند در اين قرن ركورد مرتفعترين ساختمانهاي جهان را به خود اختصاص دهند. بلندترين ساختمان جهان، تايپه 101 در سال 2004 تكميل شد و به عنوان نماد تايوان شناخته شد، همچون برجهاي پتروناس كه نماد مالزي هستند. گفته ميشود برنامهاي دولتي در مالزي در دست اقدام است كه تا سال 2020 علاوه بر توسعه اقتصادي سرآمد در جهان اين كشور را به صحنه نمايش بلندترين بناهاي جهان تبديل كند.
آسیا 1 - برج تايپه 101 ارتفاع: 509متر (1670پا) تاريخ تكميل: 2004 محل: تايپه تايوان اين برج بيش از يك برج ملي است. حداقل در حال حاضر بلندترين برج دنيا محسوب ميشود. معماري اين برج الهام گرفته از معماري سنتي كشور چين است. يك كره فولادي بسيار بزرگ در طبقات بالايي اين بنا تعبيه شده است تا به ثبات ساختمان كمك كند.
2 - برج پتروناس 1 ارتفاع: 452متر (1483پا) تاريخ تكميل: 1998 محل: كوآلالامپور مالزي تا زماني كه هنوز برج تايپه 101 تكميل نشده بود، برجهاي پتروناس مرتفعترين برجهاي جهان به شمار ميرفتند. اين دو آسمانخراش با همديگر بزرگترين برجهاي دوقلوي جهان هستند. اين دو برج توسط يك پل هوايي بين طبقات 41 و 42 به يكديگر متصل شدهاند.
3 - برج پتروناس 2 ارتفاع: 452متر (1483پا) تاريخ تكميل: 1998 محل: كوآلالامپور، مالزي اين برج كه طراح آن مهندس معماري به نام سزارپلي بوده است، داراي88 طبقه است و ملهم از مضامين اسلامي است. هنگام ساخت اين برجها سعي شده است كه ارتفاع طبقات مسكوني آنها بلندتر از طبقات مسكوني برج سيرز باشد.
آمریکای شمالی 4 - برج سيرز ارتفاع: 442متر (1450پا) تاريخ تكميل: 1974 محل: شيكاگو به مدت بيش از دودهه اين برج تجاري كه براي فردي به نام سيرزروباك ساخته شده بود، بلندترين برج دنيا محسوب ميشد. تنها زماني ركورد ارتفاع اين برج شكسته شد كه برجهاي پتروناس در مالزي احداث شدند. طراحي غيرمعمول اين برج متشكل از 9 ستون مستحكم متصل به هم است و در فضاي داخلي آن هيچ ستوني تعبيه نشده است.
5 - ساختمان امپايراستيت ارتفاع: 381 متر (1250پا) تاريخ تكميل: 1931 محل: نيويورك اين ساختمان كه در خلال ركود اقتصادي شديد كشور آمريكا ساخته شد، به سرعت به يكي از زيباترين و محبوبترين آسمانخراشهاي جهان تبديل شد. نكته جالب در احداث اين بنا اين بود كه ساخت آن تنها يكسال به طول انجاميد.
6 - آون سنتر ارتفاع: 346متر (1135متر) تاريخ تكميل: 1973 محل: شيكاگو به مدت كوتاهي اين برج 83 طبقه بلندترين برج شيكاگو بود. اين ساختمان كه به عنوان ساختمان نفت شناخته شده است، از همان ابتدا با مشكلاتي مواجه بود. پس از گذشت مدت كوتاهي از ساخت اين بنا، نماي زيباي آن شروع به ريزش كرد و همه اين نما با هزينهاي معادل 60ميليون دلار بازسازي شد.
اقیانوسیه 7 - برج كيو1 ارتفاع:323متر (1060پا) تاريخ تكميل: 2005 محل: گلدكوست سيتي استراليا اين برج مسكوني مرتفعترين استخر كشور استراليا را در خود جاي داده است. اين استخر در طبقه 74 ساختمان ساخته شده است و داراي مرتفعترين تراسهاي اين كشور است.
8 - برج يوركا ارتفاع: 297متر (974پا) تاريخ تكميل: 2006 محل: ملبورن استراليا اگرچه ساخت اين برج هنوز به طور كامل به مرحله نهايي نرسيده است، با اين وجود در 64 طبقه اول اين ساختمان مردم زندگي ميكنند و ده طبقه اول آن كه دور تا دور از شيشه داراي طلاي خالص ساخته شده است با بازار داغي روبهرو بوده است.
9 - برج 120 كولينزاستريت ارتفاع: 264متر (866پا) تاريخ تكميل: 1991 محل: ملبورن استراليا اين برج تجاري كه در وسط بخش تجاري مركز ملبورن واقع است، متعلق به گروه املاك اينوستاپروپرتي است. در بالاي اين برج آنتنهاي ماهواره و ساير تجهيزات مخابراتي تعبيه شده است.
اروپا 10 - برج تريومف پليس ارتفاع: 264متر (866 پا) تاريخ تكميل: 2005 محل: مسكو روسيه اين مجتمع آپارتماني مجلل در سال 2003 ساخته شده اما مراحل نهايي تكميل آن تا سال گذشته ميلادي به طول انجاميد. اما به رغم اغلب ساختمانهاي بسيار بلند، اين ساختمان مخروطي شكل و باريك نيست. اين بناي پهناور 9وجه دارد كه همگي از طريق محوطههاي عمومي به پنج طبقه اول ساختمان متصلند.
11 - برج كومرزبانك ارتفاع: 259متر (849 پا) تاريخ تكميل: 1997 محل: فرانكفورت آلمان اين برج سه وجهي غيرعادي داراي دهليزي است كه از طبقه همكف تا بالاترين طبقه ساختمان امتداد دارد. يكي از وجوه ساختمان باز است، به طوري كه اجازه ميدهد نور به قسمت داخلي ساختمان وارد شود و گلخانهاي در نقطه مرتفع بنا از آن نور تغذيه كند. از سوي ديگر اين نور طبيعي باعث ميشود در هزينههاي برق ساختمان صرفهجويي شود و به ايجاد فضاي طبيعي آن كمك ميكند.
12 - برج ميس ترم ارتفاع:257متر (843پا) تاريخ تكميل:1990 محل: فرانكفورت آلمان اين ساختمان داراي يك سقف هرمي شكل است. بسياري اين بنا را نماد شهر فرانكفورت ميدانند. در اين ساختمان مجسمه بزرگي از انسان اوليه قرار دارد كه توسط جوناتان بوروفسكي ساخته شده است.يك بازوي متحرك اين مجسمه كه با موتور كار ميكند، پتك بزرگي را به جلو و عقب حركت ميدهد.
13- برج اداري كارلتون سنتر ارتفاع: 223 متر(732پا) تاريخ تكميل:1973 محل:ژوهانسبورگ، آفريقاي جنوبي اين بنا كه در دهه 70 ميلادي به عنوان راكفلرسنتر آفريقايي ساخته شد، به دليل ايجاد مشكل در پروازهاي داخلي آفريقاي جنوبي با وجود نياز به تعميرات، تعمير نشده است. صاحب بخش اعظم اين ساختمان شركت حمل و نقل آفريكن است.
14- آپارتمانهاي پونتسيتي ارتفاع:173متر(568پا) تاريخ تكميل: 1975 محل: ژوها نسبورگ آفريقاي جنوبي اين ساختمان بلندترين ساختمان مسكوني اين قاره است و يك نماي آن مسطح و نماي ديگر آن مدور است، از ابتدا قرار بود اين ساختمان 64 طبقهاي باشد، اما نگرانيهايي در زمينه مشكلات اطفاي حريق باعث شد 10طبقه از ارتفاع پيشبيني شده كاهش يابد.
15 - برجهاي ماربل ارتفاع: 152 متر (499 پا) تاريخ تكميل: 1973 محل: ژوهانسبورگ آفريقاي جنوبي به طور معمول يك ساختمان 32 طبقه نبايد در ساير نقاط جهان ساختمان مشهوري باشد. اما تابستان گذشته شركت كوكاكولا باعث شد با نصب يك علامت عظيم متحرك در بالاي اين ساختمان برج ماربل به شهرت برسد.
آمریکای جنوبی 16 - برج پارك سنترال توراسته ارتفاع: 221 متر (725 پا) سال تكميل: 1979 محل: كاراكاس ونزوئلا اين برج به همراه برج دوقلويش به نام برج پارك سنترال توراسته، بلندترين برج قاره آمريكاي جنوبي به شمار ميرود. در اواخر سال 2004 ده طبقه از اين بنا دچار حريق شد. خسارت وارده چنان شديد بود كه نواحي اطراف آن براي احتمال فروريختن تخليه شد.
17 - برج پارك سنترال توراوسته ارتفاع: 221 متر (725 پا) سال تكميل: 1984 محل: كاراكاس ونزوئلا اين برج 56 طبقهاي برج دوقلوي پارك سنترال توراوسته به شمار ميرود. اما مراحل تكميلي ساخت برج اوسته پنج سال ديرتر به پايان رسيد.
18 - برج توركولپاتريا ارتفاع: 192 متر (630 پا) سال تكميل: 1979 محل: بوگوتا، كلمبيا اين ساختمان اداري تاكنون بلندترين برج شهر بوده است و نمايي 360 درجه از شهر را در طبقه فوقانياش به نمايش ميگذارد و در اين طبقه يك چايخانه ساخته شده است. درهاي اين طبقه در تعطيلات آخر هفته و ساير ايام تعطيل به روي عموم باز است. منبع: روزنامه دنیای اقتصاد (۱۶/۱۱/۸۴) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 12:57 توسط Qi-Iran Team |
|
|
افرادي كه در زندگي، موفقيت هاي درخشاني به دست آورده اند، معتقدند كه همه چيز در جهان به كام آنهاست و به هيچ وجه به عدم امكان كاري نمي انديشند. اين گونه افراد، مصيبت ها و مشكل ها را به سكوي پرشي در جهت اهداف خود تبديل مي كنند و معتقدند همه چيز براي كسب موفقيت در اختيار آنهاست و بر اساس چنين عقيده اي از تمام مشكل ها در جهت اهداف خود بهره برداري مي كنند. تفاوتي كه بين موفقيت و شكست وجود دارد، در نگرش افراد است. در فرهنگ نامه ي افراد موفق، واژه «عدم موفقيت» وجود ندارد و به جاي آن، لغت «نتيجه» قرار گرفته است. زيرا اين گونه اشخاص به شكست معتقد نيستند و آن را به حساب نمي آورند. بسياري از افراد در تلاش اوليه براي كسب هدف، وقتي موفق نمي شوند، خود را شكست خورده مي پندارند. در صورتي كه از نظر افراد موفق، به دست آوردن نتيجه هاي جديد، به هدف خود نزديك تر مي شوند. چند لحظه فكر كنيد و بگوييد كه امروز نسبت به ديروز چه امتيازاتي را به دست آورده ايد؟ پاسخ به اين سوال به جز «تجربه» چيز ديگري نيست. افرادي كه از شكست در هراسند، از قبل در ذهن خود پذيرفته اند كه كارها ممكن است در جهت موفقيت شان نباشد و اين ايده، آنان را در تلاش زياد براي نيل به اهداف و آرزوهايشان باز مي دارد. آيا شما از شكست مي ترسيد؟ درباره ي آموخته ها و كسب تجربه هاي خود چه فكر مي كنيد؟ شما هم مي توانيد از تمام تجربه هاي ديگران استفاده كنيد و در كارهايتان موفق شويد. در زير شرح احوال و ماجراي زندگي انسان هاي بزرگ را بخوانيد تا دريابيد چگونه هر يك از اين افراد، بارها و بارها مي توانستند در برابر موانع و مشكل ها سر خم كنند. كار ديگري هم مي توانيد بكنيد، از خاستگاه اجتماعي ليدرهايتان يا هر كسي كه به نظر شما در واقع در زندگي اش موفق است، اطلاع پيدا كنيد. وقتي همه چيز را در مورد او فهميديد، متوجه مي شويد كه چگونه بر دشواري ها و موانع بزرگ فايق آمده اند. امكان ندارد بدون مخالفت ها، مشكل ها و موانع، به موفقيت هاي بزرگ دست پيدا كنيم. ولي امكان آن وجود دارد كه از موانع براي پيشبرد اهداف خود استفاده كنيم. بياييد ببينيم چگونه: «سر رالف رمزي» مربي فوتبال انگلستان پس از پايان مسابقه تيم هاي ملي كشور خود و آلمان، جمله ي زيبايي بر زبان آورد كه شنيدني است. داستان از اين قرار است: بازيكنان تيم فوتبال انگلستان پس از باخت در برابر حريف با خشم تماشاچيان انگليسي مواجه مي شوند و بسيار عصباني و ناراحت به رختكن مي روند، در حال عوض كردن لباس هاي خود، همديگر را سرزنش مي كنند. هر كس سعي مي كند تقصير را بر گردن ديگري بيندازد و خود را تبرئه كند. سر انجام دعوا بالا مي گيرد و فضا چنان متشنج مي شود كه ناگهان سر رالف با صداي بلند و با وقار و خونسردي خاص خود مي گويد: «انچه در ميدان بازي اتفاق افتاد، به تاريخ سپرده شد، اما آنچه باقي مانده، تنها تجربه اي است كه از اين بازي كسب كرده ايم.» با اين گفته ي رمزي همه ساكت مي شوند، چهره ها رنگ ديگري به خود مي گيرند و حال و هواي تازه اي بر فضاي سالن رختكن حكم فرما مي شود. در يكي از مهماني هاي بزرگ پاريس، ژنرالي حضور داشت كه 28 مدال روي سينه اش نصب شده بود، خانمي زيبا و موقر جلو آمد و پس از تعارف هاي اوليه گفت: «ژنرال! آيا شما پيروزي هاي متعددي داشته ايد كه صاحب اين همه مدال شده ايد؟» ژنرال با فروتني پاسخ داد: «با جرات مي توانم بگويم كه به همين اندازه نيز شكست داشته ام.» حال سرگذشت شخص بزرگي را برايتان تعريف مي كنم كه پايداري او در كسب هدف موجب عبرت همگان است: «آبراهام لينكلن» فرزند خانواده فقيري بود كه پس از سالها رنج و مرارت از دانشكده حقوق فارغ التحصيل شد. ابتدا وكيل موفقي نبود، پس وكالت را كنار گذاشت و به طرف تجارت رفت و در اين كار هم نشان داد استعداد ندارد، سراغ سياست رفت و در سي و دو سالگي در انتخابات مجلس شركت كرد، اما شكست خورد و در سي و چهار سالگي بار ديگر ورشكسته شد و در سي و پنج سالگي همسرش را در اثر مرگ ناگهاني از دست داد و سال بعد به بيماري عصبي مبتلا شد. در سنين چهل و سه، چهل و شش و چهل و هشت سالگي خود را نامزد كنگره كرد، باز هم شكست خورد! در پنجاه و شش سالگي با وجود تلاش زياد براي رسيدن به معاونت رياست جمهوري، در اين مبارزه نيز مغلوب شد! در سن پنجاه و هشت سالگي در انتخابات سناتوري ناكام ماند و سر انجام در سن شصت سالگي در انتخابات رياست جمهوري شركت كرد و اين بار قاطعانه موفق شد رئيس جمهور ايالات متحده امريكا گردد و يكي از بهترين و بزرگترين انها. پس در حقيقت شكست وجود ندارد و آنچه مشاهده مي شود نتيجه است.
رضا ش
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 17:5 توسط Qi-Iran Team |
|
|
الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سرکوب هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که داري اين مطلب و ميخوني . .. با تشکر از محمد ح |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 15:39 توسط Qi-Iran Team |
|
|
من مادر دو فرزند هستم
نوشته م. طباطبایی من مادر دو پسر هستم. 9 ساله و 10 ساله. باهوش و شیطون. با کلی خواسته های کوچک و بزرگ. من هم مثل همه پدر و مادرها دوست داشتم به جای مدام نه گفتن در مقابل خواسته های اونها بیشتر بله بگویم .... اما نمی شد.
چند سالی بود که هر چی بیشتر تلاش می کردم توقعات آنها نسبت به سنشون رشد می کرد و تلاشهای شبانه روزی من کفاف برآوردن خواسته های آنها را نمی داد. یه وقتایی اگه فرصتی گیر می اومد با خودم فکر می کردم و سعی می کردم بفهمم مشکلم چیه؟ چی می خوام ؟ چی کار باید بکنم؟خوب اونچه که مسلم بود، هر چی بیشتر کار می کردم پول بیشتری در می آوردم. اما مشکلاتم اصلا حل نمی شد چرا که اولا زمان بسیار کمی در خانه بودم و بچه ها روز به روز بهانه گیرتر می شدند و توقعات بیشتری از من داشتند. منم که دیگه نه حوصله خودم و نه خانواده ام رو داشتم و پیش خودم فکر می کردم از این همه کار، چی واسه من می مونه. تا کی جوون هستم و می تونم مثل اسب کار کنم. پس آینده چی؟ کی به تربیت بچه هام برسم. ترس از آینده من رو فلج می کرد. هر جای کار رو می گرفتم یه جای دیگه اش لنگ می زد.
|