![]() |
![]() |
|
| بازاريابي شبكهاي و گلدكوئست |
|
دو دانه بكر هريك با توانايي هاي خاص خود با رقص باد بهاري بر تن خاك باغ كه مشتاق بارور شدن و شكوفايي بود فرود آمدند. دست روزگار هر دو را كنار هم قرار داد. در نگاه نخست هر دو ظاهر يكساني داشتند، اما آن چه آنها را از هم متمايز مي ساخت نحوه نگرش و تفكر آن ها بود. دانه اول گفت: رشد كردن و باليدن نهايت خواسته و آرزوي بند بند وجودم است. دوست دارم جوانه هاي ظريف تنم تا ژرفاي خاك پيشروي كند. تا آن دوردست ها! و حال كه خاك با سخاوت تمام حيات بخش من شده است ريشه هايم موهبت او را براي رسيدن به خانه خورشيد دريافت دارند. در سر سوداي آن دارم، با تغذيه از خاك بشكفم و بند بند وجودم را غرق شكوفه سازم تا هر يك از آنها نويد بخش ورود بهار باشد. گرماي خورشيد را روي صورتم حس كنم و لذت لمس ژاله صبحگاهي را بر تنم. با اين باور و هدف دانه شروع به رشد كرد. دانه دوم گفت: اما من از اين آرزو ها و خواسته ها مي ترسم. اگر من رشد كنم و ريشه هايم را در خاك بگسترانم، نمي دانم در ظلمت نهفته در دل خاك ريشه هايم به چه برخواهند خورد. اگر به مسير خود ادامه دهم در اين خاكي كه مملو از خار و خاشاك است ممكن است ريشه هاي ظريفم آسيب ببينند. چه بسا هيچ كدام از اين حوادث اتفاق نيفتد اما اگر جوانه هايم رشد كند، بشكفد و حشرات براي به يغمابردن شكوفه هايم از راه برسند چه مي شود؟ و يا شايد طفلي بازيگوش وقتي در اوج زيبايي و شكوه به بارنشستنم، غنچه هايم را با بي رحمي و بي توجهي از تن من جدا كند. نه، نه بهتر است تا رسيدن زمان مناسب براي رشد در گوشه اي انتظار بنشينم و او نيز منتظر نشست. مرغي كه دنبال غذا در باغ مي گشت و خاك را نوك مي زد، در اولين روزهاي بهار دانه منتظر را پيدا كرد و در يك چشم به هم زدن آن را خورد و همه چيز براي دانه تمام شد. حتي ترس از رشد و شكوفايي. اما دانه اول رشد كرد و باليده شد، آنقدر بلند و افراشته كه به سرزمين خورشيد رسيد. شكوفه هايش هر بهار مسكن گنجشك ها شد و تن برگ هايش لذت باران و ژاله صبحگاهي را لمس كرد. ما جزو كدام گروه هستيم؟ سرانجام كساني كه از ريسك كردن در راستاي رشد و كامل شدن پرهيز مي كنند، بلعيده شدن توسط زندگي است. حال كه پرنده ها در تكاپوي جشن ورود بهار هستند و طبيعت تا چند روز بعد با شروع فصلي جديد دوباره پوشش سبز خود را بر تن مي كند آيا ما نيز دل خود را خانه تكاني مي كنيم و مشتاق رشد و پيشرفت مي شويم؟ در آستانه رسيدن سال نو فرصت خوبي پديد مي آيد تا كارنامه خود را ارزشيابي كنيم اما نه با اندوه بلكه براي درس گرفتن از شكست هاي گذشته و به وجود آوردن موفقيت هاي جديد. اگرچه هر روز فرصت جديدي براي خود محسوب مي شود اما حال كه بهار در چند قدمي خانه ها ايستاده است بهترين بهانه براي انديشيدن و تصميم گرفتن است كه در اين سال خواستار چه هستيم و چه مي خواهيم به دست بياوريم. هميشه نبايد ديگران به ما عيدي بدهند. امسال رسمي تازه براي خود بگذاريم و بارور كردن نيروي اراده و زندگي هدفمند را به خود هديه دهيم. هديه اي نو و شگفت انگيز كه به مراتب ارزش آن از تمام عيدي هايي كه دريافت كرده ايم والاتر و برتر است. بر اين خواسته و باور باشيم كه سال جديد سالي نو و متفاوت با سال هاي گذشته باشد. موقعيت و دستاورد هاي خود را با سال گذشته مقايسه كنيم. آيا انرژي و اراده خود را روي مفهومي صحيح برنامه ريزي كرده ايم يا نه؟ نه قدم اول اين است كه جنبه هاي مختلف زندگي خود را بسنجيم. و ميزان دستيابي به ايده آل هاي خود را در هر كدام از آنها ارزشيابي كنيم. هرچه هدفهاي ما شفاف تر باشد. به همان اندازه راه رسيدن داراي موانع كمتري مي شود و در عين حال راه از ميان برداشتن موانع و حل مسائل نيز واضح تر و مشخص تر مي شود. انتخاب با ماست و زندگي هدفمند را انتخاب كنيم يا برگي باشيم دستخوش جريان زندگي كه هر لحظه بي خبر از مسير و خواسته خود به سمتي مي رود. شناختن مسير به شناخت خود و مشخص كردن خواسته هاي ما از زندگي مربوط مي شود. قدم دوم شناسايي موفقيت هايي است كه كسب كرده ايم. چه ياد گرفته ايم و چه كسب كرده ايم؟ موفقيت هاي خود را جشن بگيريم. زندگي كردن را مسافرتي در نظر بگيريم كه هر سال به جاي جديدي از آن سفر خواهيم كرد. در هر سال نو فرصت خوب و مناسبي براي پرسش از خود است چه مي خواهيم و چه تدابيري براي آن سنجيده ايم. با ترسيم دورنمايي از خواسته هاي خود در ذهن، اهداف و ايده هاي خود را مشخص مي كنيم. اولين نكته در رسيدن به ايده آل ها، زنده نگه داشتن اراده، به روش تكرار پيوسته آن با خود است. چرا كه زنده نگه داشتن اهداف و خواسته ها يك مفهوم ذهني است كه با تكرار، ملكه دل انسان مي شود. تا زماني كه اين ميل را در جلوي چشمان خود داشته باشيم، اراده و تلاش عنصري جدا نشدني از وجود ما به شمار مي رود. هنگامي كه موانع و مسائل در زندگي به وجود مي آيند، مغز به ما يادآوري مي كند كه مسلح به قدرتي به نام اراده و تلاش هستيم پس ديگر نيازي به عقب نشيني يا در نيمه راه ماندن نيست. نكته در اينجاست كه اراده افراد مشكلات را حل نمي كند بلكه با انرژي كه در شخص ايجاد مي كند باعث مي شود كه خود فرد همت كرده و مسئله خود را حل كند. گرچه شايد كمي سخت و طولاني به نظر برسد اما لذت رسيدن و موفقيت آن قدر عظيم است كه به تمام زحمات آن مي ارزد. هيچ چيز ارزشمند تر از تبسمي كه لحظه دستيابي به خواسته ها و آرزوها بر لبان انسانها نقش مي بندد نيست. بر اين باور مباش كه روياهاي قشنگت را رها كني. آنها را در نهانخانه قلبت پنهان نكن. آنها را پيدا كن و مانند رشته اي مرواريد بر خود بياويز. هرگاه گلدان اتاقت را آب دادي، به گلدان دلت نيز با روياهايت قدرت ماندن و نبرد بده. فراموش نكن امروز همان فردايي است كه ديروز آرزوي آمدنش را مي كردي . . . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 13:12 توسط Qi-Iran Team |
|
|
توي يه موزه ي معروف که با سنگ هاي مرمر کف پوش شده بود, مجسمه بسيار زيباي مرمريني به نمايش گذاشته شده بودند که مردم از راه هاي دورو نزديک واسه ديدنش به اونجا مي اومدن.
و کسي نبود که اونو ببينه و لب به تحسين باز نکنه
يه شب سنگ مرمري که کف پوش اون سالن بود؛ با مجسمه؛ شروع به حرف زدن کرد و گفت:
"اين؛ منصفانه نيست!
چرا همه پا روي من مي ذارن تا تورو تحسين کنن؟!
مگه يادت نيست؟!
ما هر دومون توي يه معدن بوديم,مگه نه؟
اين عادلانه نيست!
من خيلي شاکيم!"
مجسمه لبخندي زد و آروم گفت:
"يادته روزي که مجسمه ساز خواست روت کار کنه, چقدر سرسختي و مقاومت کردي؟"
سنگ پاسخ داد:
"آره ؛آخه ابزارش به من آسيب ميرسوند."
آخه گمون کردم مي خواد آزارم بده.
آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم."
و مجسمه با همون آرامش و لبخند مليح ادامه داد که:
"ولي من فکر کردم که به طور حتم مي خواد ازم چيز بي نظيري بسازه.
به طور حتم بناست به يه شاهکار تبديل بشم .
به طور حتم در پي اين رنج ؛گنجي هست.
پس بهش گفتم :
"هرچي ميخواي ضربه بزن ؛بتراش و صيقل بده!"
و درد کارهاش و لطمه هائي رو که ابزارش به من مي زدن رو به جون خريدم.
و هر چي بيشتر مي شدن؛بيشتر تاب مي آوردم تا زيباتر بشم!
پس امروز نمي توني ديگران رو سرزنش کني که چرا روي تو پا ميذارن و بي توجه عبور مي کنن."
رنج و سختي ها هداياي خالق مهربون هستيه به من و تو .
و يادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشيم که خودمون هم نمي تونيم از الان باور و تصور کنيم.
پس بيا ازين به بعد به هر مسئله و مشکلي سلام کنيم و بگيم:"خوش اومدي"
و از خودمون بپرسيم :
"اين بار اون لطيف بزرگ چه موهبت و هديه اي برامون فرستاده؟"
Best Regards
Reza Hessami
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 13:9 توسط Qi-Iran Team |
|
|
مردمان زيادي حيرانند كه معناي دقيق اصطلاح «تجسم» چيست. دل نگراني بعضي از افراد اين است كه وقتي چشمشان را مي بندند و مي كوشند چيزي را مجسم كنند، تصويري را در ذهن خود نمي بينند. در واژه يا اصطلاح تجسم گير نكنيد. ديدن تصوير ذهني كوچكترين ضرورتي ندارد. بعضي از مردم مي گويند به محض اينكه چشمشان را مي بندند و چيزي را مجسم مي كنند، تصاوير بسيار مشخص را مي بينند. عده اي احساس مي كنند كه به راستي چيزي را «نمي بينند» و تنها به آن «مي انديشند» يا مجسم مي كنند كه به آن مي نگرند، يا به تاثير يك احساس پي مي برند. همه ي اينها عالي است. همه ي ما مدام در حال استفاده از تخيل خود هستيم. انجام ندادن اين كار محال است. پس به هنگام تجسم، خود را در هر فرآيندي كه مي يابيد، درست و نيكوست. اگر هنوز نيز معناي تجسم را نمي دانيد، يكايك تمرينهاي زير را بخوانيد، آنگاه چشمانتان را ببنديد و تمرينشان كنيد: چشمانتان را ببنديد و عميقا استراحت كنيد. به اتاقي آشنا، مانند اتاق خواب يا نشيمن خود بينديشيد، و بعضي از جزئيات آن را مانند رنگ فرش و شكل چيدن اثاثيه يا پررنگي از اشيا را به خاطر آوريد. تصور كنيد كه به آن اتاق وارد مي شويد و روي زمين يا تخت دراز مي كشيد، يا روي صندلي راحت يا كاناپه مي نشينيد. اكنون خاطره اي دلپذير را كه در همين چند روز اخير داشته ايد – به ويژه خاطره اي كه با حس جسماني خوبي همراه بوده است، مانند خوردن غذايي خوشمزه، دريافت يك پيام، شنا در آبي خنك، يا رابطه اي عاشقانه – را به ياد آوريد. اين تجربه را هرچه روشن تر به خاطر آوريد و ديگر بار از حس دلپذيرش به وجد درآييد. اكنون خود را در ييلاقي فرح بخش، شايد خفته بر علفزاري سبز، در كنار رودخانه اي خنك، يا در حال قدم زدن در جنگلي زيبا و انبوه مجسم كنيد. اين جا مي تواند مكاني باشد كه به آن رفته ايد يا محلي كه دوست داريد به آن برويد. در واقع، دو شيوه براي تجسم خلاق وجود دارد كه يكي شيوه منفعل است و ديگري شيوه فعال. در شيوه منفعل، تنها به استراحت مي پردازيم و مي گذاريم كه تصاوير يا احساسات، بدون انتخاب جزئيات آنها، خود به سراغمان بيايند و هرچه كه باشند مي پذيريمشان. در شيوه فعال خود آگاهانه، آنچه را كه مي خواهيم ببينيم يا تصور كنيم، بر مي گزينيم و مي آفرينيم. هر دو اين فرآيند ها، بخش مهمي از تجسم خلاق را تشكيل مي دهند، و هر دو توانايي – خواه فعال و خواه منفعل – با تمرين تقويت مي شوند. مسائل ويژه تجسم گاه شخص توانايي توانايي تجسم يا تصور ارادي خود را كاملا مسدود كرده است، و احساس مي كند كه ابدا قادر به اين كار نيست. اين نوع انسداد معمولا نالشي از ترس است، و اگر شخص بخواهد مي تواند بر آن فائق آيد. معمولا شخص به علت ترس از اينكه اگر به درون خود بنگرد با چه مواجه خواهد شد – و ترس از احساس ها و هيجان هاي ناشناخته خود – توانايي استفاده از تجسم خلاق خويش را مسدود مي كند. مثلا شخصي اصلا قادر به تجسم نبود و همواره به هنگام مراقبه به خواب مي رفت، معلوم شد روزگاري در طول فرآيند تجسم دجار هيجان عاطفي شديدي شده است، و مي ترسيد كه اين بار نيز در حضور ديگران دچار هيجان عاطفي و شرمساري شود. حقيقت اين است كه درون ما چيزي كه بتواند آزارمان دهد وجود ندارد. تنها ترس از تجربه ي احساسهايمان مي تواند ما را در تله نگاه دارد. چنانچه در طول مراقبه، حسي غيرعادي يا نامنتظر برخيزد، بهترين كار اين است كه تمام و كمال به آن بنگريد و با آن باشيد و تا جايي كه در توان داريد تجربه اش كنيد تا ببينيد كه اقتدار و اثر منفي خود را بر روي شما از دست مي دهد. چون مشتاق نگرش كامل و ژرف به منشا ترسي باشيم، قدرتش از ميان مي رود. خوشبختانه در مورد تجسم، چنين مشكلاتي پيش نمي آيد. معمولا تجسم خلاق به طور طبيعي و خودبه خود صورت مي گيرد و هر چه بيشتر تمرينش كنيد، آسانتر مي شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 9:22 توسط Qi-Iran Team |
|
|
تصور كنيد شما يك تاجر ماهر هستيد و به تمام نوسانات بازار آشناييد. شما به خوبي مي دونيد كه چطور بايد تجارت كنيد! اما ناگهان ورشكسته مي شويد بدون اينكه تقصيري داشته باشيد و يا در انتظار ورشكستگي باشيد! شما در واقع تمام اتفاقات را پيش بيني كردين اما روزگار بر وفق مراد شما نچرخيده و اوضاع تغيير كرده! شما نا اميديد! چرا كه تمام ثروت خودتون رو كه نتيجه چند ساله شما بوده از دست داديد! حالا خانمي رو درنظر بگيرين كه همسرش تركش كرده! در چنين حالتي اين خانم دچار افسردگي شديد، منفي بافي، افكار بد و بد خلقي مي شه! شايد تاثير مشكلات احساسي به مراتب قوي تر از مشكلات اجتماعي و مالي باشه! افراد در هنگام نااميدي رفتارهاي مختلفي از خودشون نشون مي دن! كمتر كسي مي تونه خيلي سريع خودش رو با شرايط وفق بده! اما چرا دچار نااميدي مي شيم؟؟؟؟ آيا تابه حال فكر كردين كه چرا افراد دچار نااميدي مي شن؟ قطعا به دليل شكست! وقتي تصميم به كاري مي گيريم و به آينده و هدفش فكر مي كنيم هيچ وقت دلمون نمي خواد به شكست فكر كنيم. چرا كه تصور شكست باعث مي شه كه ما متهم به منفي بافي بشيم حتي نزد خودمون! آيا تابه حال شده در هنگام برنامه ريزي براي آينده راه حل دومي را هم براي خودمون طرح ريزي كنيم تا در صورت شكست برنامه دوم را دنبال كنيم؟ با استفاده از راه حل دوم از تنش ها و كنايه ها كاسته مي شه! تصور اين كه ما سريع مي تونيم برنامه جديد را جايگزين كنيم به ما آرامش مي ده و مارو به سمت موفقيت مي بره! مسائل مالي قطعا تمام زندگي ما را نبايد تحت تاثير قرار بده. بنابراين با توجه به نوع مسئله و ارزش اون در زندگي بايد راه حل داشت و در واقع هر شب قبل از اين كه سر بر بالين بذارين براي فرداتون چندين برنامه داشته باشيد! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 14:59 توسط Qi-Iran Team |
|
|
بر اين باورم كه نخستين نشان انسانهاي براستي بزرگ فروتني است. راسكين خوش اخلاقي روزي را فراوان كند و دوستان را مانوس سازد. حضرت علي (ع) حقيقت، اراده و آرزوهاي خداوند است در انسان. جبران خليل جبران در ذهن خود تصوير درآمد دلخواه و شيوه زندگي مورد علاقه تان را بنا كنيد و هر چه بيشتر به آن بينديشيد تا به اجرا در آيد. كاترين پاندر زندگي فقط فرصتي است براي تعالي، براي بودن، براي شكوفا شدن. اوشو هسي همواره در پي جبران نيكي هاي تو است. هرچه به هستي ببخشي هزاران برابرش را به تو بازميگرداند. اوشو بهترين كارها اين است كه در جواني دانش آموزي و در پيري به كار بري. بوذرجمهر تندرستي، گواراترين نعمت هاست. حضرت علي (ع) خنده بزرگترين اسلحه در جنگ زندگي است. سقراط قدرت شكست ناپذير خدا، هر مانعي را از سر راه برمي دارد. اسكاول شين بهترين راه شناخت خدا، دوست داشتن بسياري از چيزهاست. ون گوگ نخستين پايه ايمان بردباري است. حضرت علي (ع) با ديگران بخند نه بر ديگران. ديل كارنگي خنده فكر را قوي و بدن را توانا مي سازد. رول سيمون خوب صبر كردن، پيش درآمد پيروزي است. حضرت علي (ع) قبول حقيقت از بيان حقيقت سخت تر است. هيچكاك ثروت حقيقي علم و تقوي است. امام سجاد (ع) براي موفقيت بايد اول باور كنيم كه مي توانيم. ميشل كوردو همواره به خاطر بياوريد كه خدا منشا تمام بركات است. كاترين پاندر بردباري، ميوه درخت دانش است. حضرت علي (ع) بخشش خدا، به اندازه نيت انسان است. حضرت علي (ع) آنچه نمي داني از علما فراگير و آنچه مي داني به ديگران بياموز. لقمان حكيم خوشي هاي كوچك، خوشبختي بزرگ مي آورد. آلفونس ساعتي انديشه كردن، بهتر از مدتي عبادت كردن است. حضرت علي (ع) با اراده اگر دري را بكوبي گشاده مي گردد. حضرت محمد (ص) به محض آرام شدن درياي افكار، كشتي هاي نجات از راه مي رسند. اسكاول شين شما، بسي برتر از جسم خود هستيد. جوهر راستين شما بسيار باشكوه تر، بزرگتر و الهي تر است. وين داير متانت ريشه اميد است و اميد كليد كاميابي. حسين ايرانشهر
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 9:42 توسط Qi-Iran Team |
|
|
براي آشنايي با پايه و اساس فن تجسم خلاق، تمرين زير را انجام بدهيد: نخست به چيزي كه مورد علاقه يا آرزوي شماست بينديشيد. براي اين تمرين، چيزي ساده را انتخاب كنيد كه تصور حضور آن برايتان آسان باشد. اين خواسته مي تواند يك شيئي، پيش آمدن يك رويداد، ديدن خود در موقعيتي دلخواه يا بهبود يكي از جنبه هاي زندگيتان باشد. در جاي آرامي كه كسي مزاحتمان نشود، راحت بنشينيد يا دراز بكشيد. به بدن خود استراحت مطلق بدهيد، از نوك انگشتان پا شروع كنيد تا به فرق سر برسيد، يعني تصور كنيد كه به يكايك عضلات بدن خود – از نوك پا تا فرق سر، نوبه به نوبه – آرامش و استراحت كامل مي دهيد. بگذاريد همه ي فشارها و تنشها از جسمتان بيرون بيايد. آهسته در دل خود، از ده تا يك بشماريد؛ و احساس كنيد كه پس از شمردن هر شماره، آرامتر مي شويد و در آسايشي ژرفتر فرو مي رويد. وقتي كه استراحت عميق را احساس كرديد، خواسته خود را دقيقا به شكل دلخواهتان تصور كنيد. اگر آنچه مي خواهيد يك شيي است، خود را صاحب آن و در حال استفاده و تحسين و لذت بردن از آن، و نشان دادنش به دوستانتان مجسم كنيد. اگر خواسته شما وضعيت يا رويدادي است، خود را در آن موقعيت مجسم كنيد. و ببينيد كه همه چيز درست مطابق ميل شما روي مي دهد. مي توانيد آنچه مردم مي گويند و همه جزئيات و هر چه كه آن را برايتان واقعي تر مي سازد نيز مجسم كنيد. مي توانيد زماني نسبتا كوتاه يا حتي چند دقيقه را صرف اين تجسم كنيد. مدت زمان تجسم را به دلخواه خود برگزينيد. بكوشيد در اين هنگام شادمان باشيد. اين تمرين بايد تجربه اي سرشار از شادي و تفريح باشد؛ مانند خيالبافي كودك درباره ي هديه اي كه دوست دارد براي روز تولدش بگيرد. اكنون در حالي كه آرمان يا تصوير را همچنان در ذهن داريد، عبارات تاكيدي بسيار مثبت خود را (به صداي بلند يا خاموش دردل) خطاب به خويشتن تكرار كنيد. مانند جمله زير: «من اينجا تعطيلات آخر هفته بي نظيري را در كوهستان مي گذرانم. به اين مي گويند يك مرخصي زيبا و دلپذير» يا «من اكنون با همسرم رابطه اي شاد و شگفت انگيزي دارم. ما به راستي فهم و ادراك يكديگر را مي آموزيم.» اين جملات مثبت كه ما آنها را «عبارات تاكيدي» مي خوانيم، بخش مهمي از تجسم خلاق را تشكيل مي دهند، كه ما بعدا به تفضيل بيشتر در باره اش گفتگو خواهيم كرد. همواره تجسم خلاق را با جمله اي محكم درباره خود خاتمه دهيد. اكنون اين يا چيزي بهتر به شيوه اي كاملا رضايت بخش و از راههاي بسيار هماهنگ به خير و صلاح همه ي اشخاص ذينفع براي من متجلي مي شود. جمله بالا براي چيزي متفاوت و حتي بهتر از آنچه نخست تصورش را كرده بوديد. مجال پديد مي آورد؛ و نيز اين را به شما يادآور مي شود كه: اين فرآيند تنها به خير و صلاح همگان كار مي كند. اگر دچار ترديد يا افكار متناقض شديد، در برابرشان مقاومت نورزيد و نكوشيد كه از آنها بپرهيزيد. اين كار موجب قدرت آن ها مي شود. بگذاريد در آگاهي شما جريان يابند. تنها كارتان اين باشد كه به اداي جملات مثبت و تصاوير خود بازگرديد؛ اما تنها زماني به اين فرآيند ادامه دهيد كه آن را مفرح و جالب توجه مي يابيد. مدت آن مي تواند پنج دقيقه يا نيم ساعت باشد. هر روز – يا اگر مي توانيد ، حتي بيشتر – تكرارش كنيد . همان طور كه مي بينيد، فرآيند اصلي و نسبتا ساده است. منتها كاربرد موثر آن، معمولا به ادراك و پالايش و موشكافي بيشتر نياز دارد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 13:10 توسط Qi-Iran Team |
|
|
دلاورترين مردم آن است كه بر هواي نفس غالب آيد. حضرت محمد (ص) انسان از اعمال عادل شمرده مي شود نه از ايمان تنها. حضرت عيسي (ع) سعادت جامعه به مراتب مهمتر از سعادت فرد است. افلاطون راز هر اثر بزرگ اين است كه چهره بشريت را پربارتر و تحسين انگيزتر مي كند. آلبر كامو بخشش توست كه بخشش هاي فراواني را در پي مي آورد. خسرو سينايي خداوند معجزات خود را به شيوه هاي اسرار آميز به انجام مي رساند. اسكاول شين آزادي انديشه و قلم و زبان، موجب آبادي و عمران مملكت است. علي اكبر دهخدا تنها كلمه اي كه خداوند بر جبين هر مردي نوشته اميد است. هوگو كسي كه شاد و خندان است هميشه وسيله شاد و خندان بودن را پيدا مي كند. شوپن هاور حسن معاشرت، تركيبي است از فداكاري ها و گذشت هاي كوچك. امرسون جامعه وقتي به سعادت مي رسد كه مردم آن روزانه مطالعه كنند. سقراط كسي كه بخواهد دعايش در حال سختي اجابت شود در حال آسايش دعا كند. امام صادق (ع) نخستين گام براي كسب موفقيت اين است كه از آنچه هستيد شادمان باشيد. اسكاول شين انجام كاري كه واقعا از آن لذت مي بريد، رمز عملكرد عالي است. برايان تريسي طبيعت يگانه كتابي است كه كليد صفحاتش پرمعني است. گوته انديشه نيك و مستقيم بهترين انديشه بشر است. حضرت علي (ع) اراده قوي، بر همه چيز غالب مي آيد، حتي بر زمان. شاتوبريان عدالت از عسل شيرين تر و از روغن نرم تر و از اشك خوشبوتر است. امام صادق (ع) وقتي انسان دوست واقعي دارد كه خودش هم يك دوست واقعي باشد. امرسون هيچ ثروتي نيرومندتراز عقل نيست. حضرت محمد (ص) موسيقي از فكر تراوش مي كند و به قلب مي نشيند. بتهوون زيبايي سخن به كوتاهي و اختصار است. حضرت محمد (ص) شجاعت واقعي زماني است كه شخصي بتواند از اعماق مشكلات و بدبختي ها به زندگي لبخند بزند. ناپلئون سعادت ديگران بخش مهمي از خوشبختي ماست. رنان هركه خود را شناخت خداي خود را شناخته است. پيامبر اكرم (ص) راستي نخستين چيزي است كه انسان بايد به جستجويش بپردازد. گاندي پاداش نيكي شما در كردار نيك شما مستور است. سيسرون سلامت خود را با افكار سالم پي ريزي و حفظ كنيد. محمود بهرامي دانشمند، هر قدر از دانش خود پيش ببخشد بر آن افزوده است. حضرت علي (ع) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 10:25 توسط Qi-Iran Team |
|
|
تجسم خلاق، فن استفاده از نيروي خيال براي آفرينش خواسته هاي زندگي مان است. تجسم خلاق، كاري تازه و عجيب و غيرعادي نيست. پيشاپيش، هر روز، و در واقع هر دقيقه به آن سرگرميد. اين قدرت طبيعي تخيل شما، و همان انرژي اصلي و اساسي آفريننده ي عالم است، كه خواه به آن واقع باشيد و خواه نه، مدام آن را به كار مي گيريد. در گذشته، بسياري از ما قدرت تجسم خلاق خود را نسبتا به طور ناخودآگاه به كار برده ايم. به علت نگرشهاي ريشه دار منفي اي كه نسبت به زندگي داشتيم، خود به خود، و به طور ناخود آگاه منتظر كمبود و تنگنا و مسائل و مشكلات زندگي بوديم. از آنجا كه آنها در ذهن تصوير كرده و ديده بوديم؛ كم و بيش همان ها را نيز براي خود آفريده بوديم. منظور ما اين است كه بياموزيد تخيل طبيعي خلاق را به شيوه اي خود آگاهانه تر، و به صورت فني براي آفرينش آنچه به راستي مي خواهيد – خواه محبت و توفيق شادماني و روابط دلخواه و كار رضايت بخش و بيان نفس و تندرستي و زيبايي و ثروت و توانگري و آرامش درون و هماهنگي، و خواه هر مراد ديگر دلتان – به كار بريد. استفاده از تجسم خلاق، كليد دستيابي به ذخائر طبيعي و فراواني زندگي را در اختيارمان مي گذارد. تخيل يعني توانايي آفريدن آرمان يا تصويري در ذهن، در تجسم خلاق، تخيل خود را براي آفرينش تصويري روشن از آنچه مي خواهيد متجلي سازيد، به كار مي بريد. آنگاه به طور منظم، بر اين آرمان يا تصوير تمركز مي كنيد و آنقدر به آن انرژي مثبت مي دهيد تا در برون به صورت واقعيتي عيني جلوه گر شود. به عبارت ديگر، تا زماني كه عملا به آنچه مجسم مي كرديد برسيد. هدف شما مي تواند در هر سطحي – خواه مادي يا عاطفي يا ذهني يا معنوي – باشد. شايد خود را در خانه اي نو، كاري تازه، رابطه اي زيبا، احساس آرامش و وقار، يا شايد حافظه اي نيرومند و قدرت يادگيري بهتر مجسم كنيد. شايد نيز مجسم كنيد كه وطعيتي دشوار را بدون تلاش اداره مي كنيد، يا شايد اصلا خود را به صورت موجودي تابناك و سرشار از نور و محبت ببينيد. در هر سطحي كه بخواهيد مي توانيد كار كنيد، و همه ي آن ها نيز مثمرثمر خواهند بود. به تجربه، تصاوير و فنون ويژه اي را كه بيش از همه برايتان موثر هستند، درخواهيد يافت. مثلا فرض مي كنيم، در كنار آمدن با كسي دچار مشكل هستيد و مي خواهيد با آن شخص، رابطه اي هماهنگ تر بيافرينيد. پس از استراحت در حالت ژرف و آرام و مراقبه مانند، در ذهن مجسم كنيد كه شما دو نفر در كمال صراحت و صداقت و هماهنگي، با يكديگر سخن مي گوييد و ارتباط برقرار مي كنيد. بكوشيد اين احساس را در خود ايجاد كنيد كه تصوير ذهني شما امكان پذير است؛ و به گونه اي تجربه اش كنيد كه گويي پيشاپيش رخ داده است. اين تمرين كوتاه ساده را اغلب انجام دهيد؛ شايد روزي دو سه بار و شايد نيز هرگاه به آن مي انديشيد. اگر در آرزو و نيت خود صميمي، و به راستي مشتاق و آماده ي عوض شدن باشيد، چندي نخواهد گذشت كه درخواهيد يافت: رابطه ي شما آسان تر و دلپذيرتر مي شود و گويي آن شخص نيز خوشايندتر و برقرار كردن رابطه با او نيز آسانتر شده است. سرانجام متوجه خواهيد شد كه مشكل، به طريقي به نفع طرفين، كاملا برطرف شده است. بايد در نظر داشت كه از اين شيوه نمي توان براي كنترل رفتار ديگران، به منظور انجام كاري بر خلاف ميل و اراده ي خودشان، سود جست. اثر اين شيوه، از ميان برداشتن موانع دروني خود ما براي هماهنگي طبيعي و شناخت و يگانگي با خويشتن است؛ تا هر كس بتواند مثبت ترين جنبه ي وجود خود را بروز دهد. براي استفاده از تجسم خلاق، هرچند بايد مفاهيم معيني را امكان پذير بدانيد؛ اما لازم نيست كه به يكي از آرمان هاي ماوراءالطبيعي و معنوي، يا به قدرتي برون از خود ايمان و اعتقاد داشته باشيد. تنها ضرورت اين است كه آرزومند غني ساختن دانش و تجربه ي خود، و داراي ذهني باز و بي تعصب باشيد كه بتواند با روحيه اي مثبت انديشه اي نو و عقيده اي تازه را بيازمايد. نخست با ذهني باز و دلي گشوده، اصول را مطالعه كنيد و فنون را بيازماييد. آنگاه به داوري بنشينيد كه برايتان سودمند بوده اند يا خير. اگر با اين شيوه، به استفاده از اين فنون ادامه دهيد، چندي خواهد گذشت كه خواهيد ديد دگرگوني هايي در شما و زندگي تان پديد آمده اند، كه در ابتدا خوابش را نيز نمي ديديد. تجسم خلاق – در حقيقي ترين و والاترين معناي كلمه – جادوست. زيرا به ادراك و اتحاد خويشتن با آن اصول طبيعي ارتباط مي يابد كه بر يكايك كنشهاي عالم ما حاكم است؛ و همچنين به استفاده از اين اصول، به خودآگاه ترين و خلاق ترين شيوه. اگر هرگز گلي زيبا يا غروبي سحر انگيز را نديده بوديد و يك نفر برايتان توصيفش مي كرد، چه بسا آن را معجزه مي پنداشتيد(كه البته واقعا نيز هست!) اما وقتي خودتان چند بار شاهدش شديد و درباره ي قوانين طبيعي مرتبط با آن، مطالبي آموختيد؛ شيوه شكل گرفتن آن را درمي يابيد و ديگر به نظرتان طبيعي مي آيد و حالت اسرار آميز خود را از دست مي دهد. اين امر در مورد فرآيند تجسم خلاق نيز صدق مي كند. آنچه نخست براي آموزش بسيار محدودي كه ذهن استدلالي ما دريافت كرده، ممكن است حيرت انگيز يا امكان ناپذير به نظر برسد، پس از آموختن و تمرين مفاهيم نهفته ي مربوط به آن، كاملا قابل فهم مي شود. به محض انجام اين كار، چنين به نظر مي رسد كه در زندگي خود، به انجام معجزه سرگرميد، و به راستي نيز چنين است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 16:23 توسط Qi-Iran Team |
|
|
مي گن وقتي كه سال نو مي شه، همه چيز دوباره از نو آغاز مي شه، يه تحول اساسي در جهان رخ مي ده، يه دگرگوني! همه چيز تازه مي شه. رنگ سبزي كه به طبيعت شادابي خاصي مي بخشه توي هيچ فصل ديگه اي ديده نمي شه. گل ها اون قدر زيبا و سرحال هستن كه هيچ دستي دل چيدنشونو نداره. يواش يواش سر و كله پروانه ها هم پيدا ميشه و رنگ بال هاشون خودش عالميه. پرنده ها يه جور ديگه مي خونن، يه جور ديگه پرواز مي كنن، هيچ كدومشون تنها نيستن، همه جفت جفتن. اگه خوب دقت كنيم متوجه مي شيم كه همه چيز حالتي رويايي و عاشقانه به خودش گرفته. ولي، توي اين دنيايي كه عشق از سر گرفته شده و همه كاينات يه جوري دل هم ديگر رو به دست مي آرن و مي برن . . . فقط آدميزاده كه اونقدر دور و بر خودشو شلوغ كرده كه هيچ توجهي به اين قضيه نداره و تقريبا ديگه عاشقي داره از يادش مي ره. همه چيز براش رنگ معامله و دودوتا چهارتا گرفته. ديگه عاشقي براش اهميت سابق رو نداره، ارزشش رو از دست داده. شايد اون قدر بي اطميناني و يا شرايط و سنت هاي غلط و دست و پاگير زياد شدن كه اون تصميم گرفته به چيزاي ديگه بپردازه، اموري كه حداقل درش شكست عاطفي نباشه. اين گونه افراد از ترس اين كه مبادا عاشق بشن بي عاطفگي و ناجوونمردي رو تمرين مي كنن. آره، چون عاشق شدن ظرفيت مي خواد، شجاعت مي خواد. بعضي از اين آدم ها شهامت عاشق شدن رو دارن ولي ظرفيتشو ندارن و با كارهايي كه انجام مي دن عشق رو خدشه دار و بي اعتبار مي كنن و بعد مدام سعي مي كنن كه تقصير رو گردن همديگه و يا روزگار بندازن و يا اين كه در نهايت خودشونو بد شانس و بد اقبال خطاب كنن. ولي در اين بين كساني هم هستن كه مشق عشق مي كنن، درس عاشقي مي خونن، درس عاشقي مي دن. عشق اجتناب ناپذيره، چون بخشي از وجود پروردگاره كه در روح آدمي نقش بسته. نمي شه ناديده اش بگيري، نمي توني باهاش مبارزه كني. چون از وقتي كه در خونه دلتو بزنه ديگه صاحب خونه مي شه. دوستي مي گفت عشق اونيه كه وقتي چشم ها با هم رو به رو شدن و نگاه ها با هم تلاقي كردن، ته ته دل هر دو بلرزه. عشق واقعي موندنيه كه دوجانبه باشه، تكرو نباشه، صادقانه باشه، فرمانده نباشه، بي غرض و بي طمع باشه، با گذشت باشه و بي توقع. مي گن خداوند به آدمي دو گوش، دو چشم، دو دست، دو پا، دو كليه ولي يه قلب داد چون دومي شو در سينه شخص ديگه اي گذاشت. به خاطر همينه كه عشق واقعي آرامش مي آره چرا كه مكملش رو پيدا كرده، چون ديگه تنها نيست. دو تا قلب مي تونن يه خونه بسازن، يه روستا، يه شهر، يه دنيا. دو تا قلب خيلي كارها مي تونن بكنن همونطور كه دوتا دست، دوتا پا . . . با كمك همديگه كارهاي بزرگي انجام مي دن. دوتا قلب مي تونن يه خونه بسازن، يه روستا، يه شهر، يه دنيا. دو عا قلب مي تونن با هم يه زندگي بسازن. وقتي دلها به هم نزديك بشن ديگه مانعي وجود نداره، فاصله ها از بين مي رن، دنيا يه جور ديگه مي شه. عاشق از يه دريچه ديگه به اطرافش نگاه مي كنه و همه چيز به نظرش زيبا و جذاب مي ياد. و شما؟ شما چقدر براي سال جديد آمادگي دارين؟ چه برنامه متفاوتي دارين؟ چقدر مي خواين تغيير كنين؟ به عشق فكر كردين؟ آيا براي عاشق شدن يا عاشق بودن وقت دارين؟ خيلي از ماها عشق رو در نزديكي خودمون داريم ولي گمش كرديم. شايد هم اونو حق مسلم خودمون مي دونيم! فكر كردين اگه از دستش بدين چي ميشه؟ تا حالا به همسرتون گفتين: «دوستت دارم!» عشق دليل نداره. محبت بدون دليل به وجود مي آيد. از اين گذشته، توضيح و تعريف هم نداره، ولي نيرومنده، قدرت داره و تو وقتي متوجه قدرتش مي شي كه بهش بها بدي. سال جديد سال عاشقيه. سال كار و تلاش و موفقيت شدن در كارها و رسيدن به اهداف. به عشق فكر كنين، به تولدش، به وجودش، به رشد و تعاليش، به ارزشش و به قدرتش. عشق هديه تولد ماست. روزي كه به دنيا آمديم خداوند اين هديه رو به ما داد. هديه اي كه هيچ وقت كهنه و فرسوده نمي شه. پس ما هم از هديه كردن اين وديعه مقدس در سال جديد دريغ نكنيم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 11:55 توسط Qi-Iran Team |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
| پیوندها |
|
وبلاگ اصلي Qi-Iran Team B-Team ايران سرزميني آباد عكس بازيگران و خواننده هاي خارجي سایت تخصصی موزیک و فیلم Polish The Star |
|
RSS
|